چگونه دانش آموز موفقی باشیم

چگونه دانش آموز موفقی باشیم

۱- سعي کنيد در ايام تابستان ، کتابهاي علمي و کتابهاي مربوط به رشته ي تحصيلي يا شغلي که دوست داريد ، بخوانيد و اطلاعات عمومي قوي در هر زمينه اي(مخصوصا" در زمينه هاي مورد علاقه تان) داشته باشيد. مثلا" وقتي کسي از شما پرسيد ، مي خواهي چه کاره شوي؟ و يا چه رشته اي را دوست داري؟ بايد بتوانيد ، بي درنگ و با ارائه ي اطلاعات موثق و منطقي ( نه بر اساس حرف عامه مردم ) به او پاسخ دهيد.

 2- با پيش مطالعه ي قبلي سر کلاس درس حاضر شويد. هميشه سر کلاس ، حرفي براي زدن داشته باشيد.

3- با يک روحيه ي فعال و شاداب سر کلاسهاي درس شرکت کنيد. با همکلاسي هاي خود رقابت سالم داشته باشيد و سعي کنيد در يادگيري دروس به هم کنيد تا دست آخر خدا هم به شما کمک کند.

 4- با دقت و تمرکز فراوان به درس گوش کنيد و هر جايي که ابهامي بود، از معلم خود (نه از دانش آموزان ديگر) بپرسيد. نگذاريد اشکالات و ابهامات، در ذهن شما انباشته شوند و بزودي تبديل به يک ضعف علمي بزرگ شوند.

 5- درس هر روز را همان روز در خانه بخوانيد و کمي از تمرينهايش را حل کنيد. اين کار کمک مي کند ، مطلب کاملا" در ذهن شما حک شود ، چون تازه آنرا آموخته ايد و يادگيري اوليه، کاملا" در ذهنتان وجود دارد ، پس با يک مرور بلافاصله ،مراحل يادگيري در ذهن را کامل مي کنيد.

 6- سعي کنيد متن کتاب را خوب بخوانيد و مثالها و تمرينها را بدون توجه به حل آنها، خودتان حل کنيد. (استفاده از حل المسائل ، فقط به افرادي که غير حضوري درس مي خوانند ، توصيه مي شود) اگر کساني که فرصت شرکت در کلاسها و استفاده از معلم و همشاگرديها دارند ، از حل المسائل ها استفاده کنند ، به جز ضرر(تنبلي ذهن ، عدم تلاش کافي براي يافتن جواب ، کاهش روحيه ي خلاقيت و ارائه ي راه حل هاي جديد و ابتکاري و...) ، چيزي عايدشان نخواهد شد.

 7- دروس برنامه ي فردا را مرور کنيد و هميشه با آمادگي کامل براي امتحان کلاسي يا درس جواب دادن، سر کلاس حاضر شويد.

8- سعي کنيد عادت کنيد که شبها زود بخوابيد و صبح زود از خواب بيدار شويد تا هيچگاه دير به مدرسه نرسيد.(با اين کار هم به همه ي کارهايتان مي رسيد و هم هميشه سرحال و شاداب و پرانرژي خواهيد بود.). بهتر است هر روز صبح حتي اگر شده 10 دقيقه نرمش کنيد ، تاثير اعجاب انگيزي در روحيه ي شما خواهد داشت.

9- در اوقات فراغت(زنگهاي تفريح ، زنگهاي بيکاري و...) در مدرسه، دروس را براي يکديگر توضيح دهيد.( اين روش بسيار خوبي است براي اينکه بفهميد که خودتان هم درس را فهميده ايد يا نه؟ و هم ديگران از معلومات شما استفاده مي کنند، در ضمن اين کار باعث مي شود احساس خيلي خوبي نسبت به خود و کلاس و درس و مدرسه داشته باشيد.)

10- قبل از هر امتحان ، سوالات امتحاني سالهاي گذشته ي هر درس را گير بياوريد و در خانه ، به صورت آزمايشي امتحان دهيد.

11- اهميت شرط معدل(چه در کنکور، چه در شرايط پذيرش مدارس و موسسات مختلف چه در استخدام در ادارات و شرکتهاي مختلف و...) کاملا" واضح و آشکار است . پس سعي کنيد با حداکثر معدل ممکن، ديپلم بگيريد. البته اين مسئله نبايد باعث شود که شما فکر کنيد ارزش نمره از فهم و يادگيري دقيق مطلب بيشتر است و دنبال راههاي بگرديد که به هر قيمتي که شده نمره تان بالا شود، نه!!! نمره ي بالا همراه يادگيري کامل مطالب ارزشمند است وگر نه دير يا زود (سر جلسه ي کنکور) دست شما رو خواهد شد!

 12- سعي کنيد همين الان ، به اين مسئله که هدفتان از درس خواندن و ادامه تحصيل و... چيست ، خوب فکر کنيد و براي اين سوالات پاسخهايي داشته باشيد که براي شخص خودتان (نه براي آشنا و در و همسايه و فاميل) قابل قبول باشد ، بعد بر اساس اين پاسخها ، اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود را بنويسيد و براي رسيدن به تک تک آنها دنبال راه حل بگرديد. با اين کار، هيچوقت انگيزه ي خود را در طول تحصيلات از دست نخواهيد داد و هميشه انرژي لازم براي درس و کار را خواهيد داشت.

 13- از همين الان(از دوران دبيرستان) ، استفاده از جدول برنامه ريزي را آغاز کنيد تا بتوانيد مهارتهاي مديريت زمان خود را افزايش دهيد.

 14- هميشه سعي کنيد به تغذيه ، خواب، ورزش و تفريح سالم اهميت دهيد تا بدنتان هميشه سالم و با نشاط باشد ،(شما مي توانيد يک فعاليت ورزشي مورد علاقه تان را در کنار درستان داشته باشيد و آن فعاليت يکي از اوقات تفريح و شادابي شما باشد) زيرا که به تبعيت آن ، ذهن و فکرتان هم هميشه باز و آماده براي دريافت و ثبت اطلاعات ، خواهد بود.

 www.geoyazd.blogfa.com

فرصت

فرصت

فرصت همچون ابر می گذرد پس فرصتهای خوب را غنیمت شمارید .

 امام علی (ع

امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست، پس اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید اگر به دنبال موفقیت نروید خودش به دنبال شما نخواهد آمد. زندگی هنگامی به شما پاداش خواهد داد كه موفقیت را بعنوان یك حق آسمانی پذیرفته و باور داشته باشید. مجبورنیستید در موقعیت موجود باقی بمانید . این بستگی به تصمیم گیری خودتان دارد . می توانید هر لحظه تغییر كنید هیچ وقت برای لذت بردن از زندگی و برای عوض شدن دیر نیست. هرکس که در زندگی زودتر تغییر کند زودتر موفق خواهد شد...

10 دليل اهميت برنامه ريزي براي زندگي

10 دليل اهميت برنامه ريزي براي زندگي

 گفته می شود که مردم معمولاً برنامه ریزی نمی کنند که شکست بخورند، بلکه در برنامه ریزی کردن شکست می خورند. کاملاً واضح است که راه انداختن یک مراسم عروسی بدون برنامه ریزی فاجعه آمیز است. اما در مورد زندگیتان چه؟

شما سه راه را می توانید انتخاب کنید، یا خودتان باعث روی دادن اتفاقات زندگی شوید، یا کنار بایستید و پیش آمدن آن اتفاقات را نظاره کنید، یا از اتفاق افتادن آنها گیج و مبهوت بمانید.

اگر واقعاً بخواهید که هماهنگ با رویاها و امیال خود زندگی کنید، باید جزء آندسته از افراد باشید که خود باعث پیش آمدن اتفاقات می شوند. برای موفقیت و رسیدن به آنچه می خواهید، باید برنامه ریزی کنید!

در این مقاله قصد داریم 10 دلیل عمده اهمیت برنامه ریزی برای زندگی را برایتان عنوان کنیم. با مطالعه ی این 10 دلیل، متوجه خواهید شد که چرا برای رسیدن به موفقیت نیاز به برنامه ریزی دارید.

1.  یک زندگی برنامه ریزی شده، به شما جهت می دهد. برنامه ریزی این فرصت را در اختیارتان قرار می دهد که بدانید به کجا می خواهید بروید و چطور باید به آنجا بروید. بدون برنامه، شما در زندگی جهت نخواهید داشت و وقت خود را برای کارهایی تلف خواهید کرد که ممکن است هیچ تاثیری در آینده ی شما نداشته باشند.

2.  یک زندگی برنامه ریزی شده، رویاهای شما را قابل دسترس قرار می دهد. اگر تابه حال رویاهایتان برایتان غیرممکن و دست نیافتنی می نمود، شاید به این خاطر بوده شما هیچ طرح و برنامه ای برای رسیدن به آنها آماده نکرده اید. برنامه ی زندگی برای شما مراحل رسیدن به رویاهایتان را به شما نشان خواهد داد.

3.  یک زندگی برنامه ریزی شده، کنترل زندگی را در دست خودتان قرار می دهد. اگر زندگیتان را به شانس و اقبال واگذار کنید یا اجازه بدهید که دیگران زندگیتان را کنترل کنند، مطمئناً ناامید و دلسرد خواهید شد. درد ست گرفتن کنترل زندگیتان تنها راه رسیدن به چیزهایی است که واقعاً می خواهید.

4.  یک زندگی برنامه ریزی شده، به شما آرامش می دهد. همین که بدانید قدم ها و مراحل رسیدن به آنچه از زندگی می خواهید را طی می کنید، به شما احساس آرامش خواهد داد. بدون برنامه، دچار گیجی و سردرگمی خواهید شد که کجا بروید و روزهایتان را چطور بگذرانید.

5.  یک زندگی برنامه ریزی شده به شما هدف می دهد. وقتی تصمیم می گیرید که روی برنامه زندگی کنید، یعنی می خواهید هدفمند زندگی کنید. دیگر زندگی کردنتان، بودن خالی نیست. شما برای خود هدفی دارید و برای رسیدن به آن قدم برمی دارید.

6.  یک زندگی برنامه ریزی شده، به شما شور و اشتیاق می دهد. موفقیت تحقق پیش رونده ی یک هدف ارزشمند است. موفقیت سرنوشت نیست. وقتی هدفی پیش روی خود داشته باشید، با شور و اشتیاق بیشتر زندگی می کنید و برای رسیدن به آن هدف قدم برمی دارید.

7.  یک زندگی برنامه ریزی شده، به شما قدرت می دهد. برنامه ریزی و هدفمند بودن در زندگی باعث میشود به همان طریقی که دوست دارید زندگی کنید و به کسی نیاز نداشته باشید.

8.  یک زندگی برنامه ریزی شده باعث می شود شکرگذار نعمت های خداوند باشید. شما ناظر هر آن چیزی خواهید بود که خدا به شما داده و برنامه ریزی برای زندگیتان نشان می دهد که به نعمت های خدا احترام می گذارید، قدر آنها را می دانید و شکرگذار هستید.

9.  یک زندگی برنامه ریزی شده باعث می شود ناخودآگاهتان هم به خدمت شما درآید. وقتی برنامه ریزی می کنید، بصیرتی در ناخودآگاهتان می کارید و آن بصیرت فرصت ها لازم برای رسیدن به موفقیت را برایتان فراهم می آورد.

10. یک زندگی برنامه ریزی شده به شما آزادی می دهد. وقتی برای شکل دادن به سرنوشتتان آزادی طلب کنید، واقعاً آزاد خواهید بود.

didi2.blogfa.com

4 فاکتور موفقیت شغلی

4 فاکتور موفقیت شغلی


بـرای داشـتن شرکتی موفق باید استعداد، طرز برخـورد، واهـداف مخـتــلف در نظر گرفته شود. بیشتر افراد معمولا از
مـقـوله تـبـلیغـات چــشم پوشی می کنند، در حالیکه این مــورد بخصوص خود یکی از عوامل مهم بموفقیت رساندن
بسیاری از بزرگان امر تجارت می باشد.

برای رسیدن بـموفقیت باید خود را با تمام وسایل موفقیت
افـراد حـرفه ای مـــجهز کنید. البته منظور ما این نیست که
تمام درها و دیوارهای دفترکار خود را با مدارک دانشگاهی و افـتخارات تحصیلی و آموزشگاهی پر کنید. داشتن دیپلم
های جور واجور چیز خوبی است، اما به شما هیچ کمکی نمی کنند که بتوانید بازده کاری را بالا ببرید و فرد کارآمدی
جلوه کنید.

شما نیاز به چیزهای بیشتری دارید؛ در جهانی که ظواهر همه جا را احاطه کرده اند، لوازم جانبی و طریقه استفاده از آنهاست که موفقیت و شکست شما را نمایان می سازد. چنین امکاناتی به اندازه تحصیلات مهم هستند.

به حساب آوردن مسائل جزئی

موکلین پر توان، کارفرما، مشتری، رؤسا به دنبال فرد فعالی هستند که توانایی عمل کردن را داشته باشد. این توانایی به منزله نقطه عطفی در زندگی به شمار میرود و باعث ایجاد تمایز بین شما و سایرین شده در آخر نیز برایتان شهرت و شکوه را به ارمغان می آورد. من نام این قبیل نکات را "کیت موفقیت شغلی" گذاشته ام. شما نباید هیچ گاه منزل خود را بدون آنها به مقصد کار ترک نمایید.

شاید هزینه تهیه برخی از آنها از سایرین کمی بیشتر باشد؛ اما این موارد جزء سرمایه گذاریهایی هستند که به هیچ وجه نمی توان از آنها صرف نظر کرد. برای اینکه شبکه ارتباطی شما به درستی پی ریزی شود، باید تمام تجهیزات لازم برای برقراری ارتباط را به همراه خود داشته باشید.


4 وسیله مورد نیاز یک تاجر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به خاطر داشته باشید که 4 وسیله ذکر شده در این بخش نقش مهمی را در موفقیت شغلی فرد ایفا می کند. سعی کنید همیشه یک دست کت شلوار شیک بپوشید، کفش های واکس زده به پا کنید و یک کیف سامسونت به دست گیرید. البته این موارد جزء اولویت های مقدماتی هستند و بعد از آن نیز موارد زیر را که به نام "4 شگفت انگیز" مشهور هستند، رعایت کنید.

کارت ویزیت
کارت های ویزیت برگ برنده هر موسسه بزرگ بازرگانی به شمار می روند. آنها به عنوان شناسنامه و برگ تعیین هویت و اصالت کارخانه ها هستند. و از آنجایی که چهره شغلی باید کمی محافظه کارانه باشد به همراه داشتن کارت انتخاب زیرکانه ای است. به عبارت دیگر : آنرا جدی بگیرید.

به نکات اساسی توجه کنید (مثل نام، عنوان، نام شرکت، و شماره تلفن و آدرس و پست الکترونیک) در حالی که رویدادهای ناخواسته را نیز کنترل می کنید. (مثلا کارت شما نباید تا شود و یا لکه های چربی بر روی آن ریخته شده باشد.) در انتخاب نوع کاغذ نیز دقت کنید و از خود خساست به خرج ندهید. به خاطر داشته باشید که چون کارتها می توانند ساختمان شغلی شما را پا بر جا نگه دارند به همین دلیل باید یک کاغذ با کیفیت انتخاب کنید، مثل کتان. این یک اجبار است. همچنین مطمئن شوید که جنس آن طوری است که به راحتی می توان روی آن نوشت.

اجازه دهید که دیگران از شما درخواست ارائه کارت کنند و همینطوری یکدفعه کارت های خود را به آنها ارائه نکنید. کارت های خود را باید درون یک جعبه درجه یک قرار دهید و کارت هایی را که دیگران به شما می دهند هم درون همان جعبه بگذارید. با این کار نه تنها آنها را گم و گور نمی کنید، بلکه افرادی که شما از آنها کار دریافت کرده اید، احساس می کنند که شما برایشان اهمیت خاصی قائل هستید.

کار پیرا (اُرگنایزر)
چه همان صورت جلسه های سنتی را ترجیح دهید چه یک ارگانایزر دیجیتالی، به هر حال هر کسی نیاز به چیزی دارد تا از آن طریق بتواند اطلاعات مهم را نگهداری کرده و قرارهای ملاقات مهم آینده را نیز در آن ذخیره کند. هر چند استفاده از تکنولوزی جدید فواید خاص خود را داراست: به راحتی می توانید اطلاعات ضروری را دانلود کنید، و اگر دستگاه شما دچار اشکالی شود به راحتی قابل تعمیر و یا جایگزینی است. به شما اجاره می دهد که به راحتی اطلاعات مربوط به یک فرد خاص را به روز (آپدیت) کنید. جستجو در آن به راحتی انجام می پذیرد و شما می توانید دسترسی آسان به تمام اطلاعات داشته باشید.

به یاد داشته باشید که حتما به اندازه کافی حافظه جانبی خریداری کنید؛ یک شارژر در دسترس داشته باشید. یک نشان ثابت برای گروه بندی افراد مختلف انتخاب کنید. (مثلا نام/نام خانوادگی، نام شرکت و غیره.) اگر نگوییم تمام ارگانایزرها اما تعداد زیادی از آنها دارای ساعت هشداردهنده نیز می باشند، که شما می توانید به راحتی از آن استفاده کنید. در آ خر باید برنامه خود در آغاز هر صبح نگاه کوتاهی کنید و برنامه خود را مطابق با آن تنظیم نمایید.

موبایل
جزء جدا نشدنی هر فرد حرفه ای تلفن همراه می باشد. این وسیله به شما امکان می دهد که در هر ساعت از روز و در هر کجا توانایی دسترسی به مشترکین خود را پیدا کنید. و نه تنها شما همیشه در دسترس خواهید بود، بلکه تلفن وسیله مناسبی است تا بتوانید شماره های ضروری خود را در حافظه آن ذخیره کنید. برخی مدل های جدید گوشی های تلفن همراه امکانات بیشتری از یک تلفن معمولی را به شما ارائه می دهند.

از شارژ موبایل خود اطمینان خاطر پیدا کنید تا خدای نکرده تلفن های ضروری را از دست ندهید. برای تلفن هایی که مکررا از آنها استفاده می کنید از حافظه صوتی استفاده کنید تا با ذکر نام افراد عمل شماره گیری انجام شود. و لطفا چند هزار تومان ماهیانه را پرداخت کنید تا تلفن شما به سیستم voice mail نیز مجهز گردد. شاید وقتی رئیستان به شما احتیاج پیدا می کند شما در حال رانندگی در داخل یک تونل باشید در اینجا تنها چیزی که به داد شما می رسد تلفن همراه است.

خودکار با کلاس
خودکار شاید فقط یک خودکار باشد اما چه احساسی به شما دست می دهد اگر وکیل و یا یک حسابدار برگه های شما را با یک خودکار 200 تومانی امضاء کنند؟ اصلا نیازی به گفتن نیست چرا که شما جذب فرد مورد نظر نمی شوید. خودکار شما به منزله امضای شماست و به همین دلیل شما باید این کار را با ظرافت کامل انجام دهید. برای مثال خودکار مونتبلانش یک انتخاب عالی است و جوهر آن نیز بر روی کاغذ پخش نمی گردد. هر وقت هم که جوهر آن تمام شد فقط کافی است مغزی را تعویض نمایید.

راهنمای خرید خودکار ساده است:

مدل های ظریفتر را خریداری کنید
از آن در محل خنک نگهداری کنید (تا جوهر آن از بین نرود و پس ندهد)
مطمئن باشید که می نویسد
خودکار شما همانند تلفن همراه زمانی که به آنها نیاز پیدا کنید، حرف اول را می زند. اضافه کردن یک امضای ظریف هنر دیگری است که شما را از سایرین متمایز می نماید. حتی اگر برای خرید لوازم تحریر مناسب مجبور هستید یک کیلومتر راه بروید این کار را انجام دهید چراکه ارزشش را دارد.


آماده باشید
ـــــــــــــــــ
"کیت موفقیت شغلی" به شما کمک می کند که همیشه در دسترس باشید و ارزش بیشتری به شما می بخشد و باعث می شود تا در نظر تمام مشترکین خود محترم تر جلوه کنید.

در این جا باید ذکر کنم که تمام موارد بالا را باید به عنوان ضروریات کار خود در نظر بگیرید و نه به عنوان وسایل حاشیه ای که می توانید توسط آنها تاثیر گذارتر و با نفوذتر جلوه کنید. هر کسی می تواند یک گوشی همراه مدل بالا و خودکار خوبی خریداری کند اما اینکه چگونه می تواند از آنها به درستی استفاده کند تا از آن طریق از پله های نردبان موفقیت شغلی بالا رود، بحث دیگری است.

منبع: كلوب موفقيت

همانند یک مدیر عامل سطح بالا فکر کنید


ممکن است هنوز مدیر عامل نشده باشید، اما دلیل بر این نیست که نمی توانید دو سه چیز هم از رئیستان یاد بگیرید. اگر یاد بگیرید که چطور مثل یک مدیر عامل رده بالا فکر کنید، هیچوقت عقب نخواهید ماند.

در اینجا به چند طرز تفکر مدیر عاملی اشاره می کنیم. باز به یاد داشته باشید: حتی اگر مدیر عامل هم نباشید، این طرز تفکر ها می تواند به شما کمک کند.



1- تصویر بزرگ را ببینید
اسیر کارهای روزمره تان نشوید. اگر هر روزتان مثل دیروز است، باید فکری به حال آن کنید. همیشه به خود یادآوری کنید که دلیل کار کردنتان چیست. برای خود هدف بسازید. (و وقتی به اهداف خود رسیدید برای خود جایزه تعیین کنید.) سعی کنید مسئولیت های مختلفی در اداره بگیرید تا کارتان از یکنواختی در بیاید.

برای مثال، اگر چند روز در هفته کار می کنید، این برنامه کاری ممکن است برایتان خسته کننده شود. اما دیدن نتایج مثبت پایانی، و گاه گاهی به خود مرخصی دادن از یکنواختی و خسته کنندگی آن کمتر می کند. نکته اینجاست که در کار همیشه باید تصویر بزرگ را ببینید، نه هیچ چیز دیگری...



2- انجام کارها را اولویت بندی کنید
شما نمی توانید همه ی کارها را در یک زمان انجام دهید. بنابراین باید انجام کارهای خود را اولویت بندی کنید. همیشه یک یا دو کار را در راس بقیه بگذارید. برای همه ی کارهای خود زمان تعیین کنید.



3- خلاقیت داشته باشید
حتی چند ساعت هم که شده در هفته وقت بگذارید و خلاقانه فکر کنید، سعی کنید برای توسعه دادن کارتان راه های جدیدی پیدا کنید. خلاقیت همیشه خوب است، چه سر کار و چه در خانه. با خلاقیت می توانید دنیای جدیدی بسازید، و دیگر کارها برایتان یکنواخت و خسته کننده هم نخواهد بود.



4- مسئولیت پذیر باشید
مسئولیت همیشه به معنای قدرت نیست، به معنای داشتن تصمیم گیری های هم خوب و هم بد است. یک رئیس خوب کسی است که به جای گذشتن از اشتباهات، با آنها سر و کله می زند. اگر شما رئیس هستید و شرکتتان در یک پروژه شکست می خورد، این شکست متعلق به شماست، نه متعلق به افراد پایین دست شما.


مسئولیت پذیر بودن همانقدر که در کار مهم است، در زندگی خصوصیتان هم مهم است. اگر سعی کنید مسئولیت اشتباهاتتان را بپذیرید و در صدد جبران آنها برآیید، همیشه موفق تر خواهید بود و احترام بیشتری نیز کسب خواهید کرد.



5- به دقت برای کارهایتان نماینده تعیین کنید
از آنجا که شما نمی توانید همه ی کارهایتان را خودتان انجام دهید، یاد بگیرید که به کارمندانتان اطمینان کرده و مسئولیت انجام بعضی کارهایتان را به آنها واگذار کنید. اگر می بینید که یکی از کارمندانتان می داند که چطور امور مالی شرکت را اداره کند، بگذارید امتحان کند و شما به سایر کارهایتان برسید.


روی توانایی های همه کار کنید. اگر کارها را بر اساس توانایی های کارمندانتان به آنها واگذار کنید، مطمئناً وضعیت شرکت را بسیار بهتر خواهید کرد. بعضی از این تصمیم گیریهایتان ممکن است باعث علاقه ی افراد به شما نشود، اما آینده ی شرکت را مثبت تر خواهد کرد.



6- عملکردتان را نشان دهید
نشان دادن توانایی هایتان به اندازه ی داشتن این توانایی ها مهم است. اگر یک متخصص هستید، انتظار می رود که طریقه ی لباس پوشیدنتان هم مثل یک فرد متخصص باشد. البته نمی گویم که طریقه ی لباس پوشیدنتان باعث می شود بهتر کار کنید، اما می تواند به شما قدرت اعتماد به نفس دهد. در مورد مهارت های حرف زدن نیز وضع به همین منوال است. اگر مرتباً در حرف زدنتان اشتباه داشته باشید، کم کم کسی دیگر به حرفهایتان گوش نخواهد کرد.



7- از عهده ی کارهای شاق هم برآیید
اگر رئیس شما نیستید، از انجام کارهای سخت ابا نداشته باشید و هر کاری که به شما واگذار می شود را بدون شکوه و شکایت انجام دهید. اما اگر رئیس شما هستید، باز هم همینطور عمل کنید. اگر گاهی کار یکی از زیر دستانتان به شما می افتد و مجبور به انجام آن کار هستید، ابایی نداشته باشید. انجام آن کار مهم است پس دست به کار شوید.

8- کار افراد بالا دستتان را هم یاد بگیرید
هر کسی برای خود رئیس دارد. اگر مدیر عامل شرکت هم شما باشید باز هم کسی بالا دست شما هست. باید یاد بگیرید که بالا دستی هایتان هم چطور کارهایشان را انجام می دهند. تا آنجا که می توانید باید در این زمینه اطلاعات جمع آوری کنید. اگر بدانید که چطور کار افراد بالاتر از خود را انجام دهید به دیگران این تفکر را می دهد که بعد از او شما بهترین کس برای دستیابی به آن پست هستید.



9- موفقیت هایتان را جشن بگیرید
همه ی مدیر عامل ها این کار را نمی کنند، اما باید بکنند. موفقیت چیزی نیست که همه به دست آورند و بسیار نادر است. یک مدیر عامل خوب باید این خوشحالی را بقیه افراد و کارکنانش سهیم شود و به آنها نیز پاداش دهد. این کار به آنها انگیزه ای قوی برای ادامه ی کار خواهد داد. پس اگر موفقیتی عایدتان شد یا ترفیع رتبه گرفتید، فراموش نکنید که همکارانتان را یک شب شام مهمان کنید.

هدفمند جلو روید
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
آسان است که موقعیت فعلیتان را با موقعیت ایدآلتان مقایسه کنید. ببینید الان کجا هستید، و در آینده به کجا می خواهید برسید. این کار به شما انگیزه می دهد. برای خودتان ایجاد هدف کنید و بعد در صدد رسیدن به آن هدف برآیید. ابزار و امکانات لازم برای رسیدن به هدفتان را فراهم کنید و با انگیزه جلو بروید.

منبع: كلوب موفقيت

مثبت

The Beauty of Life does not depend on how happy you are

…
            But how happy others can be…Because of You

!!!

زیبایی زندگی به این نیست که چقدر شاد هستی ..بلکه به این است که دیگران

چقدر از بودن تو  شاد هستند

 

View Full Size Image

 بنابر این

Keep your thoughts positive

 Because your thoughts become your words.

افکارت رو مثبت نگه دار زیرا افکارت هستند که جملاتت رو میسازند

 View Full Size Image

Keep your words positive

Because your words become your actions. 

جملاتت رو مثبت نگه دار زیرا جملاتت هستند که اعمالت را میسازند

View Full Size Image

Keep your actions positive,

 Because your actions become your habits. 

 اعمالت را مثبت نگه دار زیرا اعمالت هستند که عاداتت را میسازند 

View Full Size Image

Keep your habits positive,
because your habits become your lifestyle. 

عاداتت را مثبت نگه دار زیرا عاداتت , شیوه ی زندگیت  را میسازد 

 

View Full Size Image

Keep your lifestyle positive, 
because your lifestyle becomes your destiny 

شیوه ی زندگیت  را مثبت نگاه دار  ..زیرا شیوه ی زندگیت سرنوشتت را میسازد

 

با همکاران حسود خود چگونه برخورد کنيم؟

 

موفقيت، موفقيت مي آورد و متاسفانه حسادت!

طي صعود شما از نردبان ترقي در شرکت، مطمئناً دوستان بسيار و تعدادي هم دشمن پيدا خواهيد کرد. اين دشمنان، که هميشه با آنها برخورد خواهيد داشت، هميشه سعي بر اين خواهند داشت تا شما، کارها و دستاوردهايتان را پايين آورده و تحقير کنند. اين دشمنان، يا اصطلاح مهربانانه تر آن، همکاران حسود، اگر به حال خود رها شوند، ممکن است مانعي بر سر راه پيشرفت شما شوند و يا تله هايي براي در دام افتادن شما ترتيب دهند.


مشخص ترين همکاران حسود به راحتي قابل شناسايي هستند، از آنجا که در هر تلاشي که مي کنيد، به رقابت با شما برمي خيزند. زيرک ترين اين دشمنان معمولاً پي فرصت مناسبي براي تحقير شما به خاطر شکست ها و اشتباهاتتان هستند.


من که خود با انواع مختلفي از اين دشمنان در رده هاي مختلف شرکت برخورد داشته ام، در اين مقاله مي خواهم شما را با دو روش اصلي در برخورد با اين افراد آشنا کنم: (1) خنثي کردن حسادت آنها، و (2) تلافي کردن کارهايشان.



(1)  خنثي کردن حسادت دشمنان

آيا رفتار شما شايسته ي سرزنش و عيب جويي است؟ آيا کاري کرده ايد که باعث شعله ور شدن هر چه بيشتر حسادت آنها شده است؟ آيا ديگران را تحقير مي کنيد و موفقيت هاي خودتان را به رخ مي کشيد؟


اينها سوالاتي است که بايد از خودتان بپرسيد، چون قصد نداريد که خودتان اسباب تنفر ديگران را فراهم کنيد. اگر متوجه شديد که خودتان رفتارها و برخوردهايي ناشايست و منفي داشته ايد، بايد هر چه سريعتر آنها را تغيير دهيد. در واقع، تا مي توانيد صميمي و فروتن باشيد و ارزش ديگران را بالا ببريد. با تقسيم موفقيت هايتان با همکارانتان، اعتماد به نفس آنها را بالا ببريد و به آنها نيز درس موفقيت بدهيد. 

اگر در گذشته بيش از حد متکبر و مغرور بوده ايد، خود را تغيير دهيد و سعي کنيد با دشمنانتان صلح برقرار کنيد. به خاطر کار، اعتبار، و سلامت روانيتان، بايد تا مي توانيد از هرگونه مجادله يا احساس بد و منفي دوري کنيد. اگر اينکار را به خاطر ترس از عکس العمل دشمنانتان انجام دهيد، مطمئن باشيد که آنها متوجه اين مسئله خواهند شد. پس بايد اين تغيير از ته قلب و مخلصانه باشد.

جلب احترام همکاران

آيا تا به حال سعي مي کرديد که خود را نفر اول و از همه کس بالاتر نشان دهيد؟ بدانيد که هيچوقت براي جبران اشتباهات گذشته دير نيست. سعي کنيد از اين به بعد، همکاران و ساير افراد گروه را مقدم بر خود بدانيد. مطمئن باشيد اگر بتوانيد حمايت، پشتيباني و احترام اطرافيان خود را جلب کنيد، با نيروي بيشتري مي توانيد در برابر کارشکنان مقاومت کنيد. اگر فرد حسود را از سايرين جدا کنيد، ممکن است  آتش حسادت او نيز کم کم فروکش کند.

بر حسادت آنها پيشدستي کنيد

اگر بتوانيد همکار ناراضي و ناخشنود خود را زود شناسايي کنيد، خواهيد توانست بر حسادت او پيشدستي کنيد. هرجا که لازم باشد امتياز بدهيد. فروتن باشيد، اما نه به آن اندازه که شايستگي هايتان ناشناخته بماند. نکته اينجاست که بايد قبل از شعله ور شدن آن حس حسادت، از آن جلوگيري کنيد.


همکارانتان را به خاطر موفقيت هايشان تشويق کنيد. سعي کنيد خودتان حسود نباشيد، چون اين نوع احساسات خيلي زود برملا مي شوند. اگر در خودتان نيز حس حسادت و رفتارها و عملکردهاي منفي مشاهده مي کنيد، بايد انتظار برخورد مشابه نيز از ديگران داشته باشيد.
 




(2)  تلافي کارهاي حسودان


اگر نتوانستيد حسادت همکارانتان را خنثي کنيد، بايد براي حفظ اعتبار و شهرت خود در محل کار، واکنش نشان دهيد. بايد هرطور شده تلاشهاي همکارن حسود خود را براي بي اعتبار کردن خود نابود کنيد.


اگر عملياتي افترا آميز و بدگويانه برعليه شما از جانب يکي از همکاران حسود آغاز شد، وظيفه ي شما اين است که کاري کنيد تا خلاف آن حرف ها ثابت شود. سعي نکنيد شما نيز کاري مشابه با او انجام دهيد، چون اين فقط شدت توهين هاي او را افزايش خواهد داد. هميشه سعي کنيد لبخند زده و سرحال نشان دهيد (اما نه بيش از حد)، سخت کار کنيد، و سعي کنيد از هرگونه غيبت و بدگويي از طرف مقابل نزد سايرين اجتناب کنيد و تاکتيک هاي زير را به کار گيريد.


بين افراد رده بالاي شرکت، حامي پيدا کنيد

يکي از اولين کارهايي که براي دفاع از خودتان بايد انجام دهيد، اين است که به دنبال حامي و پشتيبان باشيد. با تجربه ي من، هرچه اين حاميان را از افراد رده بالاتر محل کارتان انتخاب کنيد، موفقيت آميزتر خواهد بود. چون اگر پاي يکي از مديران رده بالا هم در ميان باشد، دشمنان تمايل کمتري به در افتادن با شما پيدا خواهند کرد.

به هيچ وجه سعي نکنيد خود را ضعيف و شکننده نشان دهيد. خيلي راحت پشت درهاي بسته با او بنشينيد و مشکلاتتان را با او درمان بگذاريد، و او را از همه ي ماجرا بااطلاع کنيد.

از همه تخلفات آگاه باشيد


کليه مواجهات و مباحثات خود را با فرد حسود در خاطر خود نگاه داريد، و سعي کنيد از آن واقعه مدرک جمع کنيد. حرفه اي عمل کنيد. اگر او زشت و ناشايست رفتار کرد، شما مثل او رفتار نکنيد. ممکن است او نيز وقايع را ثبت و ضبط کند. اگر يک ايميل تند و زننده دريافت کرديد، آن را نگاه داشته و به هيچ وجه پاسخ ندهيد. اطمينان حاصل کنيد که هيج يک از حرفهايتان را به صورت نوشته نداشته باشد. اگر لازم مي بينيد که آن توهين ها و حرف هاي زشت را پاسخ دهيد، آن را به صورت شفاهي انجام دهيد.

به آنها فرصت دهيد تا از ادعاي خود صرفنظر کنند

نبايد دشمنان خود را به حالت دفاعي، تهديد شده و بيچاره ببريد. به خاطر داشته باشيد: شما مي خواهيد اين مجادله را به پايان برسانيد، پس به آنها فرصت تغيير عقيده و برگشتن از ادعاي خود را بدهيد. براي نگاهداشتن رابطه تان، گهگاه به او امتياز بدهيد. مثلاً اگر دشمنتان معمولاً خوش برخورد است، به آن رفتار اعتماد کنيد، اما نه کورکورانه. ممکن است او به طريقي بخواهد عذر خواهي کند، بدون اينکه غرورش جريحه دار شود. اما هيچوقت شما با شديدتر کردن آزار و اذيتتان، ن را قرباني نکنيد، بخشنده و رئوف باشيد.


بهترين نتيجه را بگيريد!

تابلو "حسادت" از نيکولاس داج ولفسون


برخورد با همکاران حسود موقعيت دشواري است که همه از آن فراري هستند. اما شما مي توانيد با فرونشاندن حسادت آنها قبل از اينکه مشکل ساز شود، همه چيز را به خوبي برطرف کنيد. اما اگر با اين روش راه به جايي نبرديد، بايد درصدد تلافي برآييد، شايد از اين طريق پي به اشتباه خود ببرند. در هر حال بايد هوشيار باشيد و حرفه اي عمل کنيد، تا بهترين نتيجه را بگيريد .
www.vahid-mohammadi.org

اعتماد بنفس بالا، یک ضرورت حیاتی

 

عـزت نــفس و اعــتماد بنفس بنیادی ترین بخش شخصیت یـک فرد می بـاشـد که در تمام جوانب زندگی فرد خود را به نـحـوی متـظـاهــر می سازد. اعتماد بنفس سالم و بالا یک ضرورت حـیـاتی و مـطـلق بـــرای هر فردی میباشد. اعتماد بنفس را میتوان چنین تعریف کرد:

* باور و اعتقادی که فرد نسبت به خود دارا میباشد.
* شناخت ارزش و اهمیت خویش-داشتن اعتماد و رضایت
از خویش.
* توانایی برخورد و کنارآمدن با چالشهای اساسی زندگی.
* تـوانـایـــی ارزیابی درست و دقیق خویش-پذیرش خویش
و ارزش نهادن به خود بدون هیچگونه قید و شرطی.
* توانایی شناخت و پذیرش نقاط ضعف و قـوت و محدودیت
های خویش.

افرادی که از اعتماد بنفس پایینی برخوردار میباشند دارای خصوصیات زیر هستند:

* مرتبا خودشان را مورد انتقاد و سرزنش قرار میدهند.
* هنگام صحبت کردن در چشمان فرد مقابل خود هنگام نگاه نمیکنند. با سر پایین و قدمهای آهسته قدم بر میدارند.
* در پذیرش تعریف و تمجیدها و تعارفاتی که به آنان میشود مشکل دارند (تصور میکنند سزاوار آنها نبوده و یا دیگران در صدد تمسخر آنها میباشند).
* معمولا احساس میکنند قربانی رفتار دیگران هستند.
* احساس تنهایی میکنند حتی زمانی که در یک جمع قرار دارند..
* در درون خود احساس خلاء و پوچی میکنند.
* احساس میکنند با دیگران تفاوت دارند.
* احساس افسردگی، گناه و شرمساری دارند.
* نسبت به تواناییهای خود برای رسیدن به موفقیت تردید دارند. عدم خودباوری.
* از موقعیتهای نو و جدید می هراسند.
* از شکست وموفقیت می هراسند.
* مرتبا سعی در راضی نگاهداشتن دیگران دارند.
* دچار هراس اجتماعی میباشند.
* قادر به مدیریت زمان خود نمیباشند.
* عادت به پشت گوش انداختن کارها دارند.
* در مقابل انتقاد، اظهار نظر و سرزنشهای دیگران (خواه واقعی، خواه واهی) بسیار آسیب پذیر میباشند.
* از ابراز عقاید و احساسات خود خودداری میکنند زیرا از چگونگی واکنش دیگران هراس دارند.
* خود را درگیر مواد مخدر و یا روابط مخرب میکنند.
* از تعیین یک هدف مشخص و پیروی از آن عاجز میباشند.
* قادر به بیان خواسته ها و نیازهای خویش نمیباشند.
* معمولا عصبانی و پرخاش گر میباشند.
* ارزیابی غیر واقعی از خود دارند.
* تحمل عیب و کاستی را نداشته و کمالگرا میباشند.
* احساس خوب آنها وابسته به عوامل خارجی اعم از وقایع روزانه و یا نوع رفتار دیگران با آنها دارد.
* وابستگی هیجانی دارند: برای دستیابی به یک احساس خوشایند به دنیای خارج خود وابسته میباشند. مانند:
وابستگی به مواد: مانند غذا، داروها، الکل مواد مخدر به منظور پر کردن خلاء درونی خود و تسکین دردهایشان.
وابستگی به رفتارها: مانند خرج کردن پول، قمار بازی و تماشای تلویزیون. به منظور پر کردن خلاء درونی و تسکین دردهایشان.
وابستگی به مال: برای تعیین میزان ارزش و شایستگی خود به پول و مال وابسته هستند.
وابستگی عاطفی : برای داشتن حس ارزشمندی، شایستگی و امنیت به توجه، پذیرش و تائید فرد دیگری (معشوق خود) وابسته میباشند.
وابستگی به سکس : برای پر کردن خلاء درونی به سکس پناه میبرند.


اعتماد بنفس واقعی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


اعتماد بنفس حقیقی یک حس درونی می باشد بدون وابستگی به جهان خارج، رویدادها، موفقیتها، شکستها و افراد دیگر. اما عزت نفس و اعتماد بنفس واقعی بسیار نادر و نایاب میباشد زیرا اغلب اعتماد بنفسها کاذب و نقابی برای پنهان سازی اعتماد بنفس پایین میباشد. اعتماد بنفسهای غیر واقعی را میتوان در موارد زیر یافت:

*اعتماد بنفسهای کاذب: اینگونه اعتماد بنفسها وابسته و زود گذر میباشند.مانند اعتماد بنفسهایی که به جهت ثروت،شهرت،محبوبیت،به تن داشتن لباسهای فاخر،قدرت و زیبایی ظاهر در افراد نمود می یابند که همگی کاذب بوده و ارتباطی به ماهیت واقعی فرد ندارند.
* گستاخی: معمولا مردم افراد پر رو و گستاخ را با افراد با اعتماد بنفس بالا اشتباه میگیرند.اما پررویی نیز یک نوع نقاب برای استتار بی کفایتی و اعتماد بنفس پایین میباشد.
* متظاهرها: اینگونه افراد خود را با اعتماد بنفس، شاد، موفق و شکست ناپذیر نشان میدهند. اما از درون احساس پوچی و خلاء کرده و از شکست بسیار هراسانند.

 

 همچنین اعتماد بنفس به مفهوم برتری داشتن، تکبر وخود بینی نمیباشد زیرا این خصوصیات رفتاری از اعتماد بنفس پایین نشات میگیرند. اعتماد بنفس شما نباید یک پدیده مقایسه ای و رقابتی باشد زیرا در این هنگام شما خود را در معرض احتیاج و وابستگی به پذیرش دیگران قرار خواهید داد که با اعتماد بنفس واقعی و ناب منافات دارد. افراد با اعتماد بنفس بالا نیازی به پذیرش، موافقت، تائید، تشویق و دلگرمی دیگران ندارند. همچنین اعتماد بنفس بالا اینگونه نیست که شما را از هر گونه تردید، یاس ونگرانی مصون بدارد بلکه تنها تحمل و غلبه بر آنها را برای شما آسانتر میسازد.

خصوصیات افراد با اعتماد به نفس بالا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* برخوردار از مرکز کنترل درونی: غم و شادی آنان وابسته به عوامل خارجی نیست.
* از لحاظ جسمانی، احساسی، ذهنی و معنوی از خود مراقبت میکنند.
* میانه روی را در افکار، احساسات و رفتارهای خویش حفظ میکنند.
* قادر به پذیرش و پند گیری از اشتباهات خود میباشند. قادر به بیان جمله "من اشتباه کردم" میباشند.
* توانایی بخشش اشتباهات خود و دیگران را دارند.
* مسئولیت اداره زندگی خود را بعهده میگیرند.
* تفاوتهای فردی میان افراد را ارج مینهند.
* به نقطه نظرات دیگران گوش میدهند.
* همواره مسئولیت ادراکات، احساسات و واکنشهای خود را بعهده گرفته و هیچگاه آنها را فرافکنی نمیکنند.
* از نقاط ضعف و قوت خود آگاهی دارند.
* همواره در حال پیشرفت و ترقی بوده و از ریسکهای مثبت در زندگی بیم ندارند.
* دارای اعتماد بنفس و خود باوری بوده و به خود ارج میدهند.
* اعتماد بنفس آنان بدور از خودبینی و غرور میباشد.
* از آنکه مورد انتقاد قرار گیرند نمی هراسند.
* هنگامی که از آنان پرسشی میگردد حالت تدافعی بخود نمیگیرند.
* در برابر موانع و مشکلات به آسانی تسلیم نمیگردند.
* نیازی به تحقیر و تمسخر دیگران ندارند.
* از آنکه در کاری شکست بخورند ویا در حضور دیگران نادان بنظر برسند ابایی ندارند.
* هیچگاه خود را مورد انتقاد و سرزنش مخرب و شدید قرار نمیدهد.
* توانایی خندیدن به خود و زیاد جدی نگرفتن خود را دارند.
* به خویشتن و توانایی خودشان ایمان و اعتماد دارند.
* به تصمیم گیری هایشان اعتماد دارند.
* باور دارند که فردی با ارزش، با قابلیت، دوست داشتنی، پذیرفتنی و مهم میباشند.
* نیازی به کمالگرایی ندارند.
* هیچگاه خودشان را با دیگران مقایسه نمیکنند.
* از آنکه دیگران چگونه نسبت به آنان می اندیشند واهمه و نگرانی ندارند.
* نیازی به اثبات و توجیه افکار و عقاید خود به دیگران ندارند.

چگونه اعتماد بنفس خود را افزایش دهید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* آگاه باشید که ارزش شما به عنوان یک انسان بستگی به داشتن وزن ایده آل، زیرکترین و باهوشترین بودن، مشهوربودن، محبوب ترین بودن، سریع ترین بودن، بالاترین نمره و یا رتبه را داشتن، شوخ طبع ترین بودن، خوش لباس ترین بودن، بهترین خانه و ماشین را داشتن و بهترین دوستها را داشتن نبوده و تنها به خودتان بستگی دارد.
* توانایی ها، استعدادها و موفقیتهای خود را جشن بگیرید.
* خود را به خاطر اشتباهاتی که مرتکب گشته اید عفو کنید.
* بروی نقاط ضعف خود تمرکز نکنید. هر انسانی نقاط ضعف خاص خود را دارد.
* با حقوق فردی خود آشنا شده و از آنها پیروی کنید.
* از تحقیر و سرزنش خود دوری کرده و مثبت اندیشی را فرا گیرید.
* خود را بر اساس یک سری استانداردهای منطقی و دور از دسترس مورد قضاوت قرار ندهید.
* یاد بگیرید که شما یک انسان منحصر بفرد بوده و تنها خود شما مسئول تصمیم گیریهای زندگیتان میباشید.
* بیاموزید که با پشتکار و سماجت قادر خواهید بود به موفقیت دست یابید.
* بیاموزید که شما نیازی به تلاش بی وقفه برای کامل گشتن ندارید.
* خودتان تعیین کننده مفهوم موفقیت باشید.   

www.vahid-mohammadi.org

TRIZ

ترجمه و گردآوري: قاسمعلي رايج، علي رضا معطوفي

دنياي امروز را، دوران كشتيراني بر آبهاي خروشان نام نهاده اند. دوراني كه تغيير و پويايي جزء ثابت آن است و رقابت شديد بقاي شركتها را تهديد مي كند. در اين عصر شركتهايي قادر به ادامه حيات خود هستند كه بهتر از ديگر رقبا، مشتريان را درك كرده و نيازهايشان را پاسخ دهند. اما پاسخ نيازهاي مشتريان و جلب نظر و رضايت آنها نيازمند عرضه چيزي منحصر به فرد است كه مشتري را قانع كند محصول شركت از ساير رقبايش بهتر است. عرضه محصولات جديد و مشتري پسند نيازمند به كارگيري ابزارهاي مناسب است. خلاقيت و نــــوآوري اــبزارهايي هستند كه همواره سازمانها را در تحقق اين هدف ياري رسانده اند و در عصر حاضر اين اهميت بيش از پيش شده است. تاكيد سازمانها به استخدام افراد خلاق، ايجاد محيط خلاق در سازمان، تشويق افراد به خلاقيت در سازمان و تحقيق و پژوهش در زمينه يافتن راههاي توسعه خلاقيت دليلي بر اين مدعا است. يكي از ابزارها، در زمينه تقويت خلاقيت، TRIZ است. آلتشولر ارائه دهنده TRIZ معتقد است كه خلاقيت صرفا يك امر ذاتي نيست بلكه اكتسابي و قابل آموزش دادن است. واژه TRIZ برگرفته از حروف اول عبارت روسي TEORIA RESHENIYA IZOBROTOTELSHKIKH ZADATCH كه برابر عبارت انگليسي THEORY OF PROBLEM SOLVING با علامت اختصاري (TIPS) است. TRIZ اولين بار توسط آلتشولر مخترع روسي، ارائه شده است. TRIZ شامل چهار اصل ابداعي است كه ابزاري قوي و نظام مند را در اختيار نوآوران و بدعت گذاران مي‌گذارد تا راه گريزي از الگوهاي جاري بيابند و الگوهاي موجود و سودمند را جايگزين الگوهاي قديمي كنند. هدف از ارائه اين مقاله صرفا بيان اصول چهل گانه و اكتفاكردن به آنها نيست بلكه انتظار مي‌رود كه شما قادر باشيد بعد از مطالعه آن، اصل چهل و يك و اصول بعدي را نيز بيان كنيد.

كاربرد اصول 40گانه TRIZ
براي استفاده از اين اصول بايد مسأله را مشخص كرد، سپس نتيجه نهايي مطلوب (ايده آل) را تعيين نمود و در ادامه دلايلي را كه نمي توان به آن نتيجه مطلوب رسيد، روشن كرد. بعداز مشخص شدن مشكل و موانع حل آن مي‌توان براي دستيابي به راه حلهايي جهت رفع اين مشكلات از اصول 40گانه TRIZ استفاده كرد. براي اين منظور بهتر است اصولي را انتخاب كرد كه بيشترين كارايي را دارند. البته بهتر است استفاده از اين اصول به صورت شانسي و غيرترتيبي باشد تا به اين صورت تفكر را غيروابسته و مستقل حفظ كرد.

اصول چهل گانه TRIZ
اصل اول – بخش بندي (SEGMENTATION)
موضوع را به بخشهاي مستقل تقسيم كنيد. سازمان را به مراكز توليد مختلف تقسيم كنيد. قسمتهاي فايده رسان را خودگردان كنيد. موضوع را منعطف كرده و تقسيم بندي را افزايش دهيد. به عنوان مثال بخش بندي بازاريابي براساس اطلاعات جمعيت شناسي، جامعه شناختي، روان شناختي، نحوه زندگي و غيره. از حلقه هاي كيفيت استفاده كنيد. فرايند تصميم سازي و تصميم گيري را بخش‌بندي كنيد.
اصل دوم – جداسازي (TAKING OUT)
قسمتهاي مهم و ضروري را جدا كنيد. يك بخش تدافعي يا ويژگي خاص را از موضوع جدا كنيد يا اينكه حفظ قسمت ضروري و مهم يا خاص يك موضوع را بيرون بكشيد. ترسها، موانع و هشدارها را حذف كنيد. به توليد تكيه كنيد.
اصل سوم – كيفيت موضعي (LOCAL QUALITY)
ساختار يك موضوع را از يك شكل به شكل ديگر تغيير دهيد. ساعتهاي كار را انعطاف پذير كنيد. براي هريك از كارمندان خود محيط كار سفارشي براساس نيازهاي روان شناختي و كارسنجي فراهم آوريد.
اصل چهارم – عدم تقارن (ASYMMETRY)
اين اصل تركيب اصول اول و سوم است. شكل يك موضوع را از حالت قرينه به حالت عدم تقارن تغيير دهيد. اگر عدم تقارن موجود پايين است آن را افزايش دهيد. به عنوان مثال، بودجه را به بخشهاي مجزا تقسيم كنيد. براي هر بخش، بودجه بندي مجزا انجام دهيد. توزيعهاي نرمال را مورب كنيد. براي هر گروه از مشتريان از شيوه هاي مختلف بازاريابي استفاده كنيد. براي هركدام از بخشهاي سازمان خود به صورت مجزا بودجه بندي نماييد و از افزايش يا كاهش حقوق و مزايا براي همه واحدها اجتناب كنيد.
اصل پنجم – ادغام (MERGING)
موضوعات مشابه را ادغام كنيد. عمليات را موازي، پيوسته و به موقع انجام دهيد. تيمهاي كاري مشابه تشكيل دهيد. شركتهاي با محصولات مرتبط را با هم ادغام كنيد.
اصل ششم – جهان گستري يا عموميت (UNIVERSALITY)
يك موضوع را طوري ترتيب دهيد كه قادر به انجام عملكردهاي مركب باشد. نيروهاي كاري چند مهارتي ايجاد كنيد. نياز به ساير قسمتها را حذف كنيد. به عنوان مثال سوپر ماركتهايي وجود دارند كه امور بيمه اي انجام مي‌دهند، خدمات بانكي ارائه مي كنند، سوخت، روزنامه و غيره مي فروشند.
اصل هفتم – عروسك تو در تو (NESTED DOLL)
هر موضوع را داخل موضوع ديگر قرار دهيد و ترتيبي دهيد كه يك قسمت از دل قسمت ديگر عبور كند. متصديان مشاغل را به صورت سنتي در معرض مواجهه با رويدادهاي خارجي و يا مشتريان قرار دهيد. سنسورهايي كه درون درهاي سازمان كار گذاشته مي شوند، مي توانند تعداد مشتريان واردشونده و خارج شونده را مشخص كنند و اين اطلاعات مي توانند در ارزيابي ها براي شما مفيد باشند.
اصل هشتم – ضدوزن (ANTI-WEIGHT)
اگر موضوع كشش به پايين دارد بايد آن را با موضوعهاي ديگر ادغام و وادار به واكنش با محيط كرد. به عنوان مثال، يك كمپاني كوچك اگر به يك شبكه حمل و نقل بزرگ متصل شود ارتقا مي يابد در ادغام دو شركت، شركتي كه داراي برتري هايي است وضعيت شركت ديگر را بهبود مي بخشد. كمپاني ها زيان ناشي از كاهش فروش يك محصول را ازطريق فروش ساير محصولات در حال رشد و موفق پوشش مي دهند.
اصل نهم – ضد عمل مقدماتي (PRELIMINARY ANTI-ACTION)
براي كنترل تاثيرات مضر عمل بايد ضدعمل، جايگزين كرد. به عبارت ديگر اگر ضروري است كه اقدامي را انجام دهيد كه هم تاثيرات مثبت و هم تاثيرات منفي دارد، لازم است كه براي كنترل تاثيرات مضر، اقدامات يا ضد عملهايي را جايگزين كنيد. وقتي درحال تهيه يك آگهي هستيد سعي كنيد كه آگهي شامل همه اطلاعات باشد نه فقط شامل قسمتهاي مطلوب و خوشايند.
اصل دهم – اقدام اوليه (PRELIMINARY ACTION)
اگر تغييري لازم است قبل از آنكه نياز به آن احساس شود، آن را اعمال كنيد. آبراهام لينكلن مي گويد: اگر من براي خرد كردن درخت هشت ساعت وقت داشته باشم، شش ساعت تبرم را تيز مي‌كنم. فعاليتهاي مديريتي را تغيير دهيد. موضوعات را از مناسب ترين جايي مي‌توان در مورد آنها اقدام كرد و براي ارسال و انجام آنها هيچ‌گونه اتلاف وقتي وجود ندارد، مرتب نماييد.
اصل يازدهم – از پيش فراهم كردن يا ضربه گيري پيش از موعد (BEFOREHAND CUSHIONING)
امكان تمام احتمالات را درنظر بگيريد. براي جبران اعتبار پايين يك موضوع ابزار ضروري را پيش از موعد آماده كنيد. از اطلاعات كامپيوتري كمك بگيريد.
اصل دوازدهم – هم پتانسيل بودن (EQUIPOTENTIALITY)
ساختار تيمي شكل ايجاد كنيد. اعضاي يك تيم درقبال دريافت پول شايستگي خود را توزيع مي كنند تا اينكه به تقسيم نكات ديكته شده مديريت بپردازند. اصل پيتر را نبايد فراموش كرد. هر كارمندي مايل است سطح خود را ارتقا دهد. براي بالابردن مهارت كاركنان، تغييراتي را در خط مشي هاي افقي سازمان صورت دهيد.
اصل سيزدهم – معكوس ساختن (THE OTHER WAY-ROUND)
اقدامي كه براي حل مسأله مورداستفاده قرار مي دهيد را برعكس كنيد. موضوعات را وارونه نماييد. به جاي سردكردن سوژه آن را داغ كنيد. به جاي بهترين، بدترين را نشان دهيد. كارمندان خبره را به جاي آخرين نقطه در اولين نقطه تماس قرار دهيد. به جاي آوردن كارمند به كوهستان، كوهستان را براي كارمند ببريد.
اصل چهاردهم – كروي ساختن (SPHEROIDALITY-CURVATURE)
به جاي حركت در يك مسير راست و بي دغدغه به صورت منحني شكل حركت كنيد. از مسير خطي به مسير چرخشي وارد شويد. به جاي استفاده از قطعات داراي مسير راست يا سطوح و اشكال راست، از نوع منحني شكل آنها استفاده كنيد. از سطوح صاف و مسطح به سطوح كروي حركت كنيد. به جاي بوروكراسي نقطه به نقطه در سازمان كوتاهترين راه را به مشتري نشان دهيد. رهبري تيم را چرخشي كنيد.
اصل پانزدهم – پويايي (DYNAMICS)
نيروي واكنشي سريع داشته باشيد و تيمهاي پاسخ به مشتري تشكيل دهيد. ساختار سازماني را انعطاف پذير كنيد. ويژگيها و خصوصيات يك موضوع، محيط خارجي يا فرايند را طوري طراحي كنيد كه تغيير به بهترين صورت انجام گيرد. يك موضوع را به قسمتهاي با قابليت جابجايي نسبي با يكديگر تقسيم كنيد. اگر موضوع يا فرايند ثابت و غيرقابل انعطاف بود آن را تحريك پذير و سازش پذير نماييد.
اصل شانزدهم – اقدامات جزيي يا اضافي (PARTIAL OR EXCESSIVE ACTIONS)
اگر يك موضوع با استفاده از يك روش مشكل دردسترس قرار دارد، با استفاده از راه حل مشابه روش آسانتري بيابيد. به عنوان مثال به جاي پخش مكرر آگهي در تلويزيون از بيلبردهاي بزرگ استفاده كنيد. فلسفه مديريت فرايند ژاپني ها بيان مي كند: اگر شكست نخورده ايد، به هر شكل آن را ثابت كنيد. دمينگ معتقد است: مهمترين اعداد آنهايي هستند كه شما آنها را هرگز نخواهيد شناخت. آيا مي دانيد صددرصد به چه معني است؟
اصل هفدهم – بعد ديگر (ANOTHER DIMENSION)
يك موضوع را از چند بعد بررسي كنيد. سلسله مراتب سازماني ترتيب دهيد. آن روي سكه را هم ببينيد. به جاي مديريت تك داستاني، از مديريت چند داستاني استفاده كنيد. ارتباط افقي را تقويت نماييد. از تفكر عمودي به افقي و برعكس تغيير جهت دهيد. به صورت مستقيم يا با كمك مشاوران، سازمان خود را از بيرون ملاحظه كنيد.
اصل هجدهم – ارتعاش مكانيكي (MECHANICAL VIBRATION)
نوسان دادن به موضوع، عدم تعادل، اغتشاش و افت و خيز، منابع اوليه خلاقيت هستند. يك مدير خوب برخورد را حذف نمي كند و از اتلاف انرژي كارمندانش جلوگيري مي كند. اين عين سلامت سازمان است كه كاركنان به خاطر اينكه فكر مي كنند مديرشان دچار اشتباه شده، با آن مخالفت كنند.
اصل نوزدهم – اقدام دوره اي (PERIODIC-ACTION)
به جاي اقدامات مداوم از اقدامات دوره اي و ضربه اي استفاده كنيد. رهبر تيم را به صورت دوره اي تغيير دهيد. بازخور هفتگي يا ماهانه را جايگزين مرور سالانه كنيد. اگر اقدامي از قبل به صورت دوره اي انجام مي شده، تناوب يا ميزان آن را تغيير دهيد. كارهاي باقي مانده را در خلال تعطيلات انجام دهيد.
اصل بيستم – تداوم اقدام مفيد (CONTINUITY OF USEFUL ACTION)
كار مفيد را به صورت مداوم ادامه دهيد. همه قسمتها را وادار كنيد تا با آخرين توان كار كنند. اقدامات بيهوده را حذف كنيد. براي بهبود جريان كار و قادر ساختن افراد به كاركردن، از افراد چند مهارتي استفاده كنيد. درخلال بروز وقفه هاي كاري به امر آموزش بپردازيد.
اصل بيست و يكم – جهيدن (SKIPPING)
يك فرايند را با سرعت بالا مديريت كنيد. آهسته روي بدترين دشمن نوآوري است سريع شكست بخور. سريع ياد بگير. شما نمي توانيد با دو پرش كوچك از روي يك شكاف بزرگ بپريد. (ديويد جورج) با سرعت از ميان فرايندهاي پردردسر عبور كنيد. واتسون معتقد است كه اگر به دنبال موفقيت هستيد، سرعت شكست خود را دو برابر كنيد.
اصل بيست و دوم – بركت در تغيير دادن يا تبديل ليمو به ليموناد (BLESSING IN DISGUISE OR TURN LEMONS INTO LEMONADE)
از عمل ناخوشايند براي رسيدن به تاثيرات مثبت استفاده كنيد. حمله بر خود را در قالب حمله به مشكل قالب‌ريزي كنيد. يك عمل ناهنجار را آن قدر بسط دهيد كه ديگر بزرگ نباشد. بر سر مشتري هايي كه مشكلي را درمورد كالا يا خدمات شما تجربه كرده اند قيل و قال كمي راه بياندازيد و كاري كنيد كه احساس مثبت آنها درمورد شما تقويت شود، تا جايي كه آن مشكل ازنظر آنها آن قدر كوچك جلوه كند كه گويي اصلا مشكلي وجود نداشته است.
اصل بيست و سوم – بازخورد (FEEDBACK)
براي بهبود يك عمل به معرفي بازخورد بپردازيد. جوران بيان مي كند كه آنچه را كه اندازه مي گيريد همان دستاورد شماست. اگر از بازخورد استفاده مي شده است، حجم يا تاثير آن را تغيير دهيد. طراحان را نيز همانند بازاريابان در معرض تماس با مشتري قرار دهيد.
اصل بيست و چهارم – ميانجي گرايي يا واسطه گري (INTERMEDIARY)
از يك فرايند ميانجي گرايانه استفاده كنيد. از يك فرد بي طرف، تيمهاي برطرف كننده مشكل يا مشاوران در خلال حل مشكل استفاده كنيد. به صورت موقت يك موضوع را به موضوع ديگر، ادغام كنيد.
اصل بيست و پنجم – خودخدمتي (SELF-SERVICE)
سوژه را وادار كنيد تا با انجام عمل مفيد به خودش كمك كند. از منابع انرژي تلف شده استفاده كنيد. كاركنان بازنشسته را در مواردي كه به تجربه شغلي آنها نياز داريد، به كار گيريد. از منابع، انرژي يا موادتلف شده يا از دست رفته استفاده كنيد. كارگران غيرماهر خود را به صورت موقت به ساير سازمانها قرض دهيد.
اصل بيست و ششم – كپي برداري (COPING)
به جاي يك موضوع غيرقابل دسترس و گران از يك موضوع ساده ارزان استفاده كنيد. به جاي شركت در سمينار به راديو گوش كنيد. به جاي رفتن به تعطيلات گران قيمت، از طريق كامپيوتر به واقعيتهاي دنيا دست پيدا كنيد. در مواردي كه چندين كاربر مي بايست به طور همزمان به اطلاعات دسترسي يابند به جاي استفاده از سيستم كاغذي از سيستم كامپيوتري و اطلاعات الكترونيك استفاده كنيد.
اصل بيست و هفتم – موضوعات كوتاه مدت ارزان (CHEAP SHORT-LIVING OBJECTS)
موضوعات كوتاه مدت و ارزان مركب و چندتايي را جايگزين موضوعات منفرد و گران كنيد. براي جلوگيري از هزينه تميزكاري انبار اشياي بادوام از سوژه هاي كاغذي يك بار مصرف استفاده كنيد.
اصل بيست و هشتم – جايگزيني مكانيكي (MECHANICS SUBSTITUTION)
يك وسيله مكانيكي را جايگزين حواس كنيد. از رأي گيري الكترونيك استفاده كنيد. از حوزه هاي ثابت به حوزه‌هاي پويا حركت كنيد. به عنوان مثال سوپرماركتها بوي نان را در اطراف مغازه شان پمپاژ مي كنند. اطلاعات مربوط به مشتريان خرده خود را به جاي پركردن فرم به وسيله يك كامپيوتر با صفحه لمسي ثبت كنيد.
اصل بيست و نهم – پنوماتيك و هيدروليك (PNEUMATICS AND HYDRAULICS)
از قسمتهاي گازي و مايع يك موضوع به جاي قسمت جامد استفاده كنيد. ساختار سازماني انعطاف پذير را جايگزين ساختار سلسله مراتبي بسته قديمي نماييد. منطق آب را جايگزين منطق صخره كنيد. مايع درحال جريان به صورت پيوسته درحال ساختن منطقي است كه برخلاف جاودانگي حاصل از منطق صخره با لبه هاي سخت است. فرايند ارتباطات را روان سازيد.
اصل سي ام – پوسته هاي انعطاف پذير و فيلمهاي نازك (FLEXIBLE SHELLS AND THIN FILMS)
نازك ترين فيلم لايه اي به ضخامت يك مولكول دارد بنابراين نازك ترين ساختار سازماني است به ضخامت يك كارمند. به جاي ساختارهاي سه بعدي از پوسته هاي انعطاف پذير استفاده كنيد. با داشتن سرويس خدمات مشتري با يك كارمند، آژانس خدمات مشتري، همه اطلاعات قابل دسترسي را به آساني دراختيار خواهد داشت.
اصل سي و يكم – مواد متخلخل (پرمنفذ) (POROUS MATERIALS)
جريان اطلاعات را دوسويه درنظر بگيريد. ارتباطات داخلي را به وسيله ايجاد دسترسي هاي اينترنتي توسط همه لايه هاي سلسله مراتب بهبود ببخشيد. به كارگران امكان دسترسي به مديريت ارشد سازمان را بدهيد و بالعكس. به مشتريان اختيار و اجازه دهيد كه با لايه هاي سازمان مواجه شوند. از نقشه هاي ذهني و قابليتهاي خودالگويي استفاده كنيد تا باعث بهبود اطلاعات و دانسته‌هاي دريافتي شود.
اصل سي و دوم – تغيير رنگ (COLOR CHANGE)
رنگ يك موضوع يا محيط خارجي آن را تغيير دهيد. از رنگهاي مختلف براي حالت ارتباط هشيارانه استفاده كنيد. از تاثيرات نورپردازي براي تغيير روحيه در يك اتاق يا دفتر استفاده كنيد. شفافيت يك موضوع يا محيط خارجي آن را تغيير دهيد. سازمان و ارتباطات سازماني را شفاف سازيد.
اصل سي و سوم – شباهت (HOMOGENEITY)
موضوعات مشابه را به واكنش با هم ترغيب كنيد. مانند خواندن يك سرود مذهبي يكسان از روي يك ورقه. بهترين راه براي ساختن يك كيف ابريشمي از گوش يك خوك اين است كه كار را از يك خوك ابريشمي شروع كنيد. موضوع را وادار به واكنش با موضوع ديگر يا مواد مشابه كنيد. مشتريان و تامين كنندگان مواداوليه را به حلقه طراحي محصول ببريد.
اصل سي و چهارم – دورانداختن و احياكردن (DISCARDING AND RECOVERING)
قسمتهايي كه كارشان تكميل شده دور بيندازيد. آنها را در خلال عمليات اصلاح كنيد. قسمتهاي پروژه اي با اندازه انعطاف پذير و متغير تشكيل دهيد. با استفاده از كارگر قراردادي، به بالانس بار و ظرفيت بپردازيد. به آموزش و يادگيري درازمدت توجه كنيد.
اصل سي و پنجم – تغييرات پارامتري (PARAMETER CHANGES)
وضعيت فيزيكي يك موضوع را تغيير دهيد. دما را نوسان دهيد. با دادن حق مالكيت تغيير در محصول، به مشتري احساس هيجان و داغي وارد كنيد. حتي اگر يك تيم بهترين نباشد با تحريك آنها مي توان بازي خوبي را از آنها ديد. ميزان و تعداد انعطاف پذيري را تغيير دهيد. كاركنان را با آگاه كردن درمورد آينده شركت و اجراي طرحهاي استراتژيك، به هيجان آوريد.
اصل سي و ششم – انتقال فاز (PHASE TRANSITIONS)
فازي كه در آن حركت مي كنيد تغيير دهيد. از پديده هايي كه درخلال انتقال فاز رخ مي دهند استفاده كنيد. مانند تغيير كارمندان. حركت از بازار گاو به سمت بازار خرس يا تمايل به استراحت بعد از دريافت گواهي كيفيت يا اختراع مثالهايي از اين مورد هستند.
اصل سي و هفتم – انبساط گرمايي (THERMAL EXPANSION)
اگر محيط براي تحول آماده است، تشويق كنيد.اگر كارمندان حسابي هيجان زده اند كارهاي بيشتري به آنها بدهيد. از انبساط يا انقباض مواد استفاده كنيد. با توجه به رشد محصول تلاشهاي بازاريابي را توسعه دهيد و به انعقاد قرارداد بپردازيد.
اصل سي و هشتم – اكسيدانهاي قوي (STRONG OXIDANTS(BOOSTED INTERACTIONS)
هواي معمولي را غني كنيد. به هواي غني شده اكسيژن خالص تزريق كنيد. رقابتهاي جديد را افزايش دهيد. از آموزش عملي به جاي سخنراني استفاده كنيد. به جاي آموزش درقالب سخنراني از آموزش همزمان با بازي استفاده كنيد. از مطالعات موردي در آموزش استفاده كنيد. از كارشناسان خارج از سازمان براي انجام سخنراني دعوت كنيد.
اصل سي و نهم – مداخله گرهاي محيطي (INTER ATMOSPHERE)
محيط طبيعي را جايگزين محيط بي حركت كنيد. از وضعيت تنبيه و تشويق خارج شويد، درخلال بحث استراحت را هم درنظر بگيريد. درخلال گفتگوهاي مشكل، از شخص سومي كه بي طرف است استفاده كنيد. در بين زمانهاي انجام ملاقات ها و نشستها اوقات استراحت درنظر بگيريد.
اصل چهلم – ساختارهاي مركب (COMPOSITE STRUCTURES)
از يك شكلي به مركب بودن تغيير وضعيت دهيد. تيمهاي چندمنظوره ايجاد كنيد. مثلا، انواع شخصيتها را در يك مجموعه استفاده كرده و آموزش تركيبي را امتحان كنيد. آموزش را با تركيبي از سخنراني، آموزش ON LINE، ويدئويي و غيره انجام دهيد. استراتژي هاي با ريسك بالا و پايين را با هم تركيب كنيد.

منابع

1 – MANN, DARRELL & ELLEN DOMB, 40 INVENTIVE (BUSINESS) PRINCIPLES WITH EXAMPLES, UNIVERSITY OF BATH, UK, 2006
2 – DOMB, E & TATE, K, 40 INVENTIVE PRINCIPLES WITH EXAMPLES, TRIZ JOURNAL, WWW.TRIZ – JOURNAL.COM, JULY 1997.

_ قاسمعلي رايج: كارشناس ارشد مديريت بازرگاني
_ علي رضا معطوفي: دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت مالي

مديريت زمان در دانشگاه مجازي

فرهاد شفيع پور مطلق
Shafiepoor2005@yahoo.com

مقدمه


دانشجويان مجازي اغلب نسبت به مدت زمان مورد نياز براي به پايان رسانيدن آموزش درون شبكه‌اي (Online) آگاهي ندارند. در حقيقت بر خلاف دسترسي آسان به اين نوع آموزش،‌ تحقيقات نشان مي‌دهند كه طول مدت تحصيل آن دو برابر آموزش به شيوه سنتي است (پالوف و پرات، 1999؛ گيلبرت، 2001). در نتيجه مشاركت در فرايند ياددهي- يادگيري درون شبكه‌اي مستلزم تعهدي عملي نسبت به آن از طرف دانشجويان و مربيان است. مديريت زمان بايد همسو و سازگار با ماهيت برنامه درسي باشد. بعضاً از مربيان خواسته مي‌شود تا به دانشجويان در مديريت زمان طي فرايند يادگيري كمك كنند. از اين رو وظيفه آنها اين است كه اهميت هر يك از سرفصلهاي مطالب درسي را در جريان آموزش براي دانشجويان بيان كنند . مقاله حاضر به بررسي شيوه هاي بهبود مديريت زمان در دانشگاه مجازي مي‌پردازد .

مباني مديريت زمان
براساس مديريت زمان، توصيه در هر زمينه‌اي مبتني بر اهداف صورت مي‌پذيرد. به‌محض اينكه اهداف و اولويتها مشخص شدند، زمان مورد نياز براي آنها تخصيص مي‌يابد. به اين روش مي‌توان براي شركت دانشجويان مجازي در آموزش درون شبكه‌اي برنامه‌ريزي كرده و از ايجاد اضطراب در آنها ممانعت به‌عمل ‌آورد. در اين قسمت چند توصيه كلي براي دانشجويان مجازي ارائه مي‌شود:
_ اهداف بايد كاملاً مشخص باشند: آموزش درون شبكه‌اي شيوه‌اي ساده و آسان براي گذراندن واحدهاي درسي نيست. برآورد مي‌شود كه دانشجوي درون شبكه‌اي 12 تا 15 ساعت در هفته درگير تحصيل خواهد بود (گيلبرت، 2001). در نتيجه لازم است برنامه‌ريزي بر اساس آن صورت گيرد.
_ مشخص نماييد، چه مقدار وقت براي مطالعه درون شبكه‌اي در اختيار است: ارزيابي واقع‌بينانه از وقت مورد نياز براي انجام وظايف روزانه همچون انجام تكاليف درسي، رفت و آمد و رسيدگي به امور خانواده حائز اهميت است. اين ارزيابي به دانشجويان كمك مي‌كند تا از گرفتن واحدهاي درسي زياد خودداري كنند. معمولاً دانشجويان اظهار مي‌كنند كه تكاليف آنها در واحدهاي درسي ثبت نام شده، به حدي زياد است كه بسا ادامه‌ تحصيل را با مشكل روبرو مي‌سازد.

تعيين اهداف
هنگامي دانشجوي مجازي در آموزش درون شبكه‌اي به موفقيت دست مي‌يابد كه اهداف مشخصي داشته باشد. ثبت نام در آموزش با هدف روشن، موجب جذابيت محيط يادگيري و ادامه تحصيل مي‌شود.
بيشتر دانشجويان مسن صرفاً به منظور اخذ گواهي يا مدركي براي حرفه‌ خود در آموزش درون شبكه‌اي شركت مي‌كنند. اگر چه ممكن است كه دانشجويان جوان‌تر در راستاي رسيدن به اهداف شغلي در اين نوع آموزش شركت نكنند، اما به‌پايان رسانيدن دوره جهت دريافت مدرك تحصيلي به خودي خود براي ايجاد انگيزه‌ در آنها كفايت مي‌كند. در نتيجه، دانشجويان مجازي بايد تشويق شوند كه براي شركت در آموزش و نيز ارزيابي نتيجه برنامه‌ها، اهداف روشني را دنبال كنند. حتي اگر دانشجويان در پي تحصيل به منظور كسب مدرك باشند، داشتن اهداف واقع‌بينانه همراه با تعيين اولويتها مي‌تواند به آنها در استفاده بهينه از وقت كمك كند.
براي مثال اگر هدف كلي در درس آمار كه به‌صورت درون شبكه‌اي برگزار مي‌شود، دستيابي به نمره‌ قبولي و هدف واقعي دستيابي به فهم بيشتر از موضوعات گوناگون درس باشد، دانشجو مي‌تواند به ارزيابي و اولويت‌بندي اهداف درسي اقدام نموده و سپس بر اساس يك زمان‌بندي منطقي براي آنها برنامه‌ريزي نمايد. اغلب به مربيان توصيه مي‌شود كه دانشجويان خود را تشويق كنند تا در ابتداي دوره به منظور كمك به تشكيل گروه در جهت اهداف يادگيري تشريك مساعي كنند. اين فعاليتها مبناي مديريت زمان را تشكيل مي‌دهد.
لازم به ذكر است كه دانشجويان در برخورد با محيط بايد انعطاف‌پذير باشند: آموزش درون شبكه‌اي در جهان واقعي صورت مي‌گيرد، يعني دانشجويان در محيط خود به خلق فضايي مي‌پردازند كه امكان يادگيري را فراهم مي‌آورد. مسائل زندگي مي‌تواند مانع از اجراي بهترين طرحها و تحقق اهداف و مقاصد شود. دانشجوي مجازي هنگامي كه با مشكلي مواجه مي‌شود، براي آنكه از درس عقب نيفتد، بايد با مربي تماس گرفته و او را مطلع سازد. مربي نيز لازم است انعطاف‌پذير بوده و براي فائق آمدن بر موانع و مشكلاتي كه ممكن است مانع اتمام دوره تحصيلي شود، با دانشجويان همكاري نمايد. البته اين در صورتي است كه مربي نسبت به وجود مشكل مطمئن شود. بهانه‌هاي دانشجويان براي عدم انجام تكاليف در جهان درون شبكه‌اي تغيير كرده است. دانشجو ديگر نمي‌گويد كه «تكاليف را در خانه‌ام جا گذاشتم»، بلكه مي‌گويد: ”رايانه‌ي من خراب شد“ يا ”من بر حسب اتفاق تكاليف خود را حذف كردم“ يا «تكنسيني به اشتباه هارد درايو مرا را دوباره فرمت‌بندي كرده است». چشم پوشي انحرافات جزيي دانشجوي مجازي در جريان كار از طرف مربي لازم است، اما در صورت تكرار بهانه‌ها، بايد نسبت به آنها شك نمود و از دانشجويان ديگر درباره آنها سؤال كرد.

تعيين اولويتها
به محض مشخص شدن اهداف مي‌توان به اولويت‌بندي آنها پرداخت. دانشجويان بايد بر حسب اهميت و ضرورت اهداف، در صدد تحقق آنها برآيند. جدول مديريت زمان وآموزش درون شبكه اي ، به دانشجويان كمك مي‌كند تا بر حسب اهميت كارها، به تقسيم بندي زمان بپردازند. در اين قسمت به توضيح ابعاد نمودار يادشده پرداخته مي‌شود.

الف - فاقد اهميت و فوريت
بسياري از دانشجويان عنوان مي‌كنند كه براي انجام كارهايي همچون تماس تلفني، تماشاي تلويزيون و يا بازي رايانه‌اي نياز به زمان‌بندي ندارند. اين در حالي است كه براي انجام هر كاري بر حسب اهميتي كه دارد، بايد زماني اختصاص داد.
اگرچه به‌نظر مي‌رسد كه انجام كارهاي ياد شده، ‌وقت افراد را به هدر مي‌دهند،‌ اما براي رفع خستگي پس از يك كار روزانه، مورد نياز است. بنابراين بايد دانشجويان نسبت به اين نوع كارها توجه داشته و زماني را به آن تخصيص دهند. زيرا حتي با انگيزه‌ترين دانشجويان نيز نمي‌توانند به طور دائم به كار مشغول باشند. كارهايي از قبيل تماس تلفني، تماشاي تلويزيون و ... به ما كمك مي‌كند كه تجديد نيرو كرده و دوباره كارهاي روزانه را ادامه دهيم. البته پرداختن به چنين كارهايي نبايد به گونه‌اي باشد كه مانع پيشرفت شود.

ب - فاقد اهميت اما فوري
فشار رواني كه بسياري از دانشجويان در طي روز تحمل مي‌كنند، بعضاً موجب حواس پرتي آنها مي‌شود. به‌گونه‌اي كه نمي‌دانند دقيقاً چه كارهايي را انجام داده‌اند. درگيرشدن (مشغول شدن) در فعاليتهايي كه داراي اهميت نيستند، اما فوري به نظر مي‌رسند، باعث مي‌شوند كه دانشجوي مجازي احساس كند، صرفاً در حال انجام كار كم اهميتي بوده و كار زيادي به انجام نرسانيده است.

ح - مهم اما غير فوري
كار با اين طبقه مشكل است، زيرا اغلب كارها تا زماني كه فوريت پيدا نكنند، به تعويق مي‌افتند. مثلاً شروع انجام تكليف يا نوشتن مقاله مهم است، اما اگر در انجام آنها عجله‌اي نباشد، فوري محسوب نمي‌شود. واداشتن دانشجويان به انجام همه تكاليف درسي در مدت زماني كوتاه ممكن نيست، اما اين امر در درازمدت امكان‌پذير است. مثلاً انجام هر يك از تكاليف درسي به نوبت تا پايان ترم، روشي سودمند است. بدين ترتيب فعاليتهاي مهم در ميان موضوعات مختلف گم نمي‌شوند.

مهم و فوري
تعيين ضرب‌الاجل براي انجام كار موجب ايجاد انگيزه در بسياري از دانشجويان مي‌شود. مهلت زماني مشخص شده براي ارسال تكاليف، نوشتن مقاله يا پاسخ‌گوئي به بحثهاي درون شبكه‌اي، اهميت و فوريت كار را افزايش مي‌دهد. با اين حال براي عده‌اي از دانشجويان تعيين ضرب الاجل خوشايند نبوده و به تشكيل گروه صدمه مي‌زند. مثلاً اگر مهلت ارسال تكاليف را تا يك هفته تمديد كنند، در صورتي كه مطابق با مهلت زماني تعيين شده قبلي، بيشتر دانشجويان اقدام به ارسال آنها كرده باشند، ممكن است از اينكه نمي‌توانند از مهلت زماني تمديد شده در جهت ارائه‌ هر چه بهتر تكاليف درسي استفاده نمايند، ناراحت شوند.
بسياري از دانشجويان مجازي همانند دانشجويان كلاسهاي حضوري، ترجيح مي‌دهند، انجام تكاليف درسي خود را تا آخرين فرصت به تعويق اندازند كه اين امر مشكلاتي را در خصوص تشكيل گروه به وجود مي‌آورد.
مديريت مناسب زمان و تعيين اولويتها در برخورد با نيازها و تقاضاهاي آموزش درون شبكه‌اي براي شكل‌گيري گروه يادگيري بسيار حياتي است. اگر دانشجويان متعهد نباشند كه به مطالعات خود بيش از ديگر فعاليتهاي غيرمهم و غيرفوري اولويت دهند، ديگر اعضاي گروه به‌واسطه عدم حضور آنها دچار مشكل خواهند شد.

تخصيص وقت براي مطالعه و تعامل درون شبكه‌اي
گيلبرت (2001) متذكر مي‌شود كه ابزارهاي مؤثري براي مطالعه وجود دارد، خواه آموزش به‌صورت درون شبكه‌اي باشد و خواه به شكل حضوري و رو در رو. او رويكرد پيش نگري، بررسي و بازنگري را پيشنهاد مي‌كند. پيش‌نگري به‌معناي توجه و نگريستن به كل دوره آموزش قبل از شروع آن است و شامل خواندن و مروري بر رئوس مطالب، برنامه‌ريزي پيش از انجام تكاليف، نوشتن مقالات، شركت در امتحانات و هر جلسه‌ گفتگوي برنامه‌ريزي شده است. بررسي به معناي نحوه انجام تكاليف درسي و به روزبودن آن است. بازنگري، كل فرايند ياددهي –يادگيري را در بر مي‌گيرد و شامل مرور مقالات مورد بحث و ديگر موارد به‌منظور آمادگي براي امتحانات و آزمونهاي كوتاه جواب، نوشتن مقالات، درگيري در فعاليتهاي گروهي كوچك و تمركز بر دانش كسب شده و آموزه‌هاي پيشين مي‌شود. براي بازنگري، دانشجويان بايد به همه‌ مواد درسي و جزوات دسترسي پيدا كنند. انجام اين كار به‌صورت درون شبكه‌اي ساده‌تر است، زيرا عمده مواد آموزشي كه در سرتاسر ترم تدريس مي‌شود، در وب سايت برنامه‌ درسي قابل حصول است.
در هر كلاس ممكن است روش آسان براي دانشجويان حذف نكات كم اهميت و صرفاً انجام تكاليف درسي مهم براي گذرانيدن واحد درسي باشد. اما گيلبرت بر اين عقيده است كه به‌منظور يادگيري اصولي مطالبي كه تدريس مي‌شود، دانشجويان بايد به مفهوم آنچه مربي ارائه مي‌كند، توجه كرده، اطلاعات جديد را با اطلاعات قبلي پيوند دهند و حقايق و اطلاعات كلاسي را به تجارب كسب شده در زندگي واقعي مرتبط كنند. به اين ترتيب زمينه‌اي براي آنها فراهم مي‌شود كه به تفكر انتقادي و يادگيري عملي دست يابند.
به‌منظور رسيدن به تفكر انتقادي در فرايند آموزش درون شبكه‌اي، دانشجوي مجازي بايد اوقاتي را در طي هفته براي يادگيري مطالب اختصاص دهد. صرف تنها يك روز در هفته براي خواندن و انجام تكاليف درسي كافي نخواهد بود و به‌طور متوسط 2 تا 3 بار در هفته نياز است كه درخصوص ارسال مطالب مورد يادگيري و مراوده با گروه اقداماتي صورت گيرد. دانشجويان در زمان كوتاه قادر به پاسخگويي به همه همكلاسي‌هاي خود براي كمك به يادگيري نيستند. بنابراين دانشجوي مجازي بايد براي رسيدن به يادگيري درون شبكه‌اي اثر بخش و كارآمد تلاش نمايد. دو بعد اثربخشي و كارآمدي در خصوص انجام كارها ، را مي‌توان در شكل يك مورد مطالعه قرار داد‌.

انجام كارهاي كم اهميت به شكل ضعيف
اگر دانشجويي كارهاي كم اهميت را درست انجام ندهد، اثر بخشي كمي داشته و زياد كار آمد نخواهد بود. به‌جاي انجام كارهاي كم اهميت دانشجو بايد تلاش كند كه به وظايف مهم بپردازد.

انجام كارهاي مهم به شكل ضعيف
اگر كارهاي مهم به شكل ضعيف انجام شوند، نشانگر اثربخشي بالا اما كارآمدي كم خواهد بود. انجام كارهاي مهم به شكل ضعيف،‌ نتيجه‌اي ندارد. مثلاً وقتي دانشجويي تكاليف درسي خود را با تأخير انجام مي‌دهد، به نتيجه سودمندي نمي‌رسد. براي افزايش سطح كارآمدي نياز است كه در روند انجام تكاليف،‌ بازنگري شود. بايد دانست كه در اين مورد نمي‌توان بر اساس قاعده خاصي عمل كرد و شيوه‌هاي مختلفي جهت افزايش كار آمدي وجود دارند. اما بعضاً دانشجويان اظهار داشته‌اند كه چنين چيزي به ما گفته نشده است. انجام تكاليف زير حد استاندارد صرفاً موجب مي‌شود كه دانشجو به ادامه فعاليتهايي بپردازد كه به يادگيري اثر بخش كمك نخواهد كرد. دقيقاً همانند كلاس حضوري، ايجاد ارتباط در كلاس درون شبكه‌اي حائز اهميت است و انجام تكاليف دليل بر گرفتن نمره‌ خوب در درس نيست.

انجام درست كارهاي كم اهميت
اگر «دانشجويي كارهاي كم اهميت را درست انجام دهد»، نشانگر اثربخشي كم و كارآمدي بالا خواهد بود. همانند انجام كارهاي مهم به شكل ضعيف، انجام درست كارهاي كم اهميت، نتيجه‌اي در بر ندارد.
بعضاً دانشجويان وقت زيادي را صرف ارائه‌ كاري مي‌كنند كه كاملاً بي ارتباط با برنامه درسي است، و وقتي آن را به عنوان كاري غير قابل قبول باز مي‌گردانيم، دچار شوك مي‌شوند. بنابراين منطقي آن است كه آنها وقت خود را صرف انجام كارهايي كنند كه با ارزش است.

انجام كارهاي مهم به شكل درست
وقتي دانشجويان از وقت به نحوي بهينه استفاده كرده و به انجام كارهاي درست بپردازند به احتمال زياد موفق مي‌شوند كه اهداف يادگيري را تحقق بخشيده و واحد درسي خود را بگذرانند. بنابراين وقتي كه آنها ياد بگيرند از وقت خود درست استفاده كنند، به همه اهداف يادگيري دست خواهند يافت. بعضي از دانشجويان در يافته‌اند كه اگر از برنامه‌ريزي درستي در جهت انجام تكاليف درسي برخوردار باشند، ‌مي‌توانند به سطح بالاي از كارآمدي و اثربخشي دست پيدا كنند. بعضي‌ ديگر پي برده‌اند كه براي رسيدن به حد بالايي از كارآمدي و اثر بخشي مي‌توانند تكاليف درسي را بر حسب اولويت در طي هفته انجام دهند. وظيفه دانشجويان اين است كه فعاليتهاي كم اهميت را از فعاليتهاي با اهميت تشخيص داده و فقط وقت خود را براي انجام كارهاي مهم صرف كنند.
انجام كارها در طول هفته از متراكم شدن آنها جلوگيري كرده و دانشجويان تحت فشار رواني قرار نمي‌گيرند. از اين رو با خونسردي بيشتري به فرايند يادگيري پرداخته و موفق مي‌شوند.

 

 

دوري از كار زياد
در زمان بندي تدريس موضوعات درون شبكه‌اي زماني براي استراحت در نظر گرفته مي‌شود. از آنجايي كه كلاسهاي درون شبكه‌اي به طور 24 ساعته و هفت روز هفته باز بوده و به فعاليتهاي ياددهي-يادگيري مي‌پردازند، به نظر مي‌رسد كه نياز است زماني براي استراحت دانشجويان و مربيان اختصاص يابد. تجربه نشان مي‌دهد كه يادگيري متراكم اثر بخش نبوده و جذابيت آموزش را از بين مي‌برد. كلاس‌هاي درون شبكه‌اي مانند كلاس‌هاي حضوري از ايام تعطيلي برخوردار است . تعطيلات، فرصتي است براي دانشجويان كه به انجام تكاليف و ارسال آنها اقدام كنند. اين كار باعث فراهم آمدن فضاي تنفس مي‌شود، در غير اين صورت فرايند كار بسيار سخت خواهد بود.
به دانشجويان و اعضاي هيأت علمي‌توصيه مي‌شود كه اوقاتي را در هفته جهت استراحت اختصاص دهند. مثلاً مربيان ممكن است به دانشجويان اطلاع دهند كه جمعه‌ها تعطيل است. اعلام اين كه در آخر هفته به هيچ نامه الكترونيك پاسخ داده نخواهد شد، نيز غير منطقي نيست. مادام كه دانشجويان از قبل اطلاع يابند كه مربي در زمانهاي معيني در دسترس نيست، مشكلي به وجود نمي‌آيد. دانشجويان نيز ممكن است با توجه به اين مطلب براي تعطيلي خود برنامه‌ريزي كنند.
بدين ترتيب دانشجويان و اعضاي هيأت علمي كه در دوره‌هاي درون شبكه‌اي شركت دارند، مي‌دانند كه چه زماني به مسافرت بروند. گرچه به دانشجويان و اعضاي هيأت علمي‌توصيه نمي‌كنيم كه برنامه‌ مسافرت در وسط ترم داشته باشند، با اين حال امكان مسافرت مرتبط با كار، يكي از مزاياي آموزش درون شبكه‌اي است. طبق مقررات، دانشجويان و اعضاي هيأت علمي مي‌توانند از قبل به يكديگر اطلاع دهند كه به دليل مشكلي كه دارند، در كلاس شركت نمي‌كنند.
مشكلات دانشجويان آموزش درون شبكه‌اي بعضاً زياد است. به علت ”گزارش دانشجويان در مورد انباشت اطلاعات، اضطراب در مورد برقرار كردن ارتباط، نگراني در مورد پاسخهاي تأخيري در محيط غير همزمان، رشد روز افزون كار و مسئوليت، اشكالات موجود در خصوص ورود به آموزش درون شبكه‌اي و پيگيري بحث“ (هاراسيم، هيتز، تلس و تروف، 1996، ص 15)، بايد روش‌هايي جهت بر طرف كردن مشكلات آنها در نظر گرفت. بسياري از مشكلات دانشجويان در آموزش درون شبكه‌اي ناشي از برخورد با مربيان تازه كار و كم تجربه‌اي است كه تلاش مي‌كنند، حجم زيادي از مطالب درسي را در زمان مشخص تدريس كنند. پيگيري مباحث در آموزش درون شبكه‌اي نسبت به كلاس‌ يا سخنراني‌هاي رو در رو سخت‌تر است. علاوه بر اين از دانشجوياني كه به طريقه درون شبكه‌اي ياد مي‌گيرند، انتظار مي‌رود كه مطالبي را در ارتباط با محتواي درس پيدا كرده و به ديگر دانشجويان معرفي كنند. در واقع وظيفه‌ مربي اين است كه رئوس مطالب درسي را مشخص كرده و مسئوليتهاي يادگيري را به دانشجويان محول كند.

 

براي اين كه دانشجويان دچار مشكل نشوند، به آنها توصيه مي‌شود كه به موارد زير توجه كنند:
_ صرفاً با هدف گرفتن مطالب از شبكه و ذخيره كردن آنها در رايانه خود وارد سايت برنامه درسي شويد.
_ در صورت امكان، به‌منظور بررسي و خواندن پيامها در اوقات فراغت، آنها را چاپ كنيد.
_ به محض اين كه پيامها مطالعه و بررسي شدند، اقدام به ارسال پاسخهاي تنظيم شده كنيد. تصور نكنيد كه در محيطي غير همزمان، پاسخهاي فوري ضروري است.
_ به‌منظور ارسال پاسخ‌هاي دقيق‌تر، مطالب را با برنامه‌ي واژه‌پرداز تهيه و سپس آنها را كپي كرده، به سايت برنامه درسي بفرستيد. اگر فضاي ديسك سخت كم باشد يا از آزمايشگاه رايانه استفاده شود، پاسخها را به ديسك فلاپي كپي و از آنجا منتقل كنيد (پالوف و پرات 1999، ص‌53).
به حداقل رساندن استفاده از گفتگوي همزمان (چت)، شيوه ديگري براي دور شدن از مشكلات است. چالشهاي برنامه ريزي در ارتباط با تعيين زمان براي جلسه گفتگوي همزمان، ممكن است تا اندازه‌ زيادي باعث ايجاد اضطراب شود. مربي با دانشجويان در خصوص تكاليف درسي گروهي، و نحوه‌ همكاري و همراهي با جلسه وايت بورد در ساعات اداري گفتگو مي‌كند. وظيفه‌ مربي است كه براي دانشجويان شرايطي فراهم آورد كه در جلسات گفتگو شركت نمايند. البته در صورتي كه دانشجويان امكان شركت در جلسات گفتگو را نداشته باشند،‌ فرصت دسترسي به اطلاعات را از دست نمي‌دهند. با استفاده‌ از ابزارهاي چندگانه مي‌توانند به مطالبي كه در جلسات گفتگو مطرح شده، دست يابند.

 

چگونگي ايجاد الزام، تعهد و مسئوليت
همان طور كه گفتيم، مهارتهاي مربوط به مديريت زمان را بايد همگام با آموزش درون شبكه‌اي مورد بحث قرار داد. از آن جايي كه بسياري از مؤسسات هنوز برنامه‌هايي در جهت راهنمايي آموزش درون شبكه‌اي ارائه نكرده‌اند، اغلب بعد از ثبت نام دانشجوي مجازي، مربي يا مشاور اين وظيفه را برعهده مي‌گيرند. مربي مي‌تواند در ابتداي آموزش براي استفاده بهينه از وقت و ايجاد احساس تعهد و مسئوليت نسبت به قوانين و مقررات از پاره‌اي تمهيدات استفاده كند. اعتقاد ما بر اين است كه در هفته اول آموزش بايد به فعاليتهايي جهت تشكيل گروه پرداخت. مثلاً ارسال معرفي‌نامه‌يا شرح حال دانشجويان، بيان اهداف و قوانين و مقررات آموزشي. اين امر موجب مي‌شود كه دانشجويان درون شبكه‌اي نسبت به وظايف و تكاليف خود در طول ترم و همچنين اوقاتي كه بايد صرف آموزش كنند، آگاهي يابند. جلب توجه دانشجويان نسبت به مطالعه رئوس مطالب درسي ضروري است. بعضي از مربيان از رئوس مطالب، آزمون به‌عمل مي‌آورند و بخشي از نمره درسي را به آن اختصاص مي‌دهند. همه اينها به‌منظور حصول اطمينان از اين كه دانشجويان رئوس مطالب و انتظارات برنامه درسي را مطالعه مي‌كنند و مي‌فهمند، صورت مي‌گيرد. اغلب بعد از اين مرحله از دانشجويان خواسته مي‌شود تا مقاله‌اي الكترونيك يا پيامي به صفحه‌ بحث ارسال كنند و متذكر شوند كه رئوس مطالب درسي را مطالعه كرده و فهميده‌اند. از اين رو مشخص مي‌شود كه آنها با شرايط مندرج در آن از جمله نحوه‌ ارسال مقالات موافقند. اين منجر به نوعي قرارداد يادگيري مي‌شود، كه در صورت به وجود آمدن مشكلاتي در طول ترم مي‌توانند به آن مراجعه كنند.
بعضي از مربيان معتقدند كه نيازي نيست، هفته‌ اول به فعاليت‌هاي مربوط به تشكيل گروه و توضيح نرم‌افزارهاي آموزشي اختصاص داده شود. اين امر وقت يادگيري را به هدر مي‌دهد. با اين حال اگر اهداف يادگيري واقع بينانه و حجم مطالب درسي متناسب با وقت باشند و دانشجويان با روش پژوهش در حوزه برنامه‌ درسي آشنا شوند، از وقت براي تشكيل گروه به درستي استفاده مي‌شود. اغلب از دانشجويان انتظار مي‌رود تا در هفته اول، مطالب مورد بحث در هفته دوم را مطالعه كرده و نظرات خود را در خصوص محتواي درس بيان نمايند. براي مثال، اولين سؤال در خصوص درسي تحت عنوان تغيير اجتماعي ممكن است، چنين باشد: درس تغيير اجتماعي چه تأثيري بر زندگي شما داشته است؟

نتيجه‌گيري
اطمينان از اين كه دانشجويان ضرورت آموزش درون شبكه‌اي را درك و نسبت به آن تعهد پيدا كرده‌اند، براي موفقيت كفايت نمي‌كند، اما گامي مؤثر جهت درگير شدن آنها در جريان يادگيري است. جدول زير، مسائل مورد توجه در مديريت زمان را همراه با شيوه‌هاي بهبود آن به طور خلاصه ارائه نموده است.

منابع

1 - Gilbert, S.D. How to Be a Successful online student. New York: McGraw-Hill, 2001.
2 - Harasim, L., Hiltz, S.R., Teles. L., and Turoff. M. Learning Networks Cambridge. Mass: MTT Press, 1996.
3 - Palloff, R., and Pratt, K. Building learning communities in cyberspace: Effective strategies for the online classroom. San Francisco: Jossey-Bass, 1999.
_ فرهاد شفيع‌پور مطلق : عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي، واحد محلات

بالن را سبک کنيد

 
سازمان شما مانند يک بالن ميباشد که افراد زيادي به آن چسبيده اند و نميگذارند به سمت بالا حرکت کنيد و سريع اوج بگيريد.البته بسياري نيز مانند نيروي محرکه عمل نموده و در راستاي تحقق اهداف به شما کمک خواهند کرد اما هميشه نيرو هاي بازدارنده قويتر از نيرو هاي پيشراننده عمل ميکنند و آن به دو دليل است :يکي آنکه هر سازماني به خودي خود و بواسطه عوامل خارجي با مشکلات بسياري مواجه است و وجود نيرو هاي بازدارنده در داخل سازمان مزيد بر علت خواهد شد و ديگر آنکه هميشه نيروهاي همسو و هم جهت باشما در اقليت هستند.لذا بهتر است در ابتدا بدانيد که با چه کساني داريد کار ميکنيد و خصوصيات آنها چيست و هنگام مواجهه با آنها چه بايد بکنيد.
انواع کارکناني که سازمان شما را تشکيل ميدهند:
ميوه هاي نوبرانه
کساني هستند که جديدا به شما پيوسته اند و اکثرا کيف سامسونت بدست ميگيرند!اينها علاقه بسيار شديدي دارند که به شما بفهمانند که مثلا در دانشگاه چه نکاتي را آموخته اند و بهتر است که شما نيز همانگونه عمل کنيد. به آنها بايد توجه کنيد. يک چيزي را که نگارنده به آن اعتقاد دارم اينست که شالوده و نحوه کار کردن يک نفر در طول مدت زندگي بستگي بسيار زيادي به نوع اولين شغل و اولين سرپرستش در اوايل دوران کاريش داردبطوريکه در اين موقع است که ميآموزد چگونه کار کند و هميشه نيز به همان شکل بار مي آيد. پس در ابتداي ورود اين نفرات را در کنار سرپرستان باسواد،سخت گير و کمي بد اخلاق قرار دهيد خصوصا در اولين روز هاي کاريشان .در اين حالت آنهايي که نميتوانند شرايط سخت کار را تحمل کنند شما را ترک ميکنند و مابقي که مانده اند ياد ميگيرند که در ازاي کار کردن بايد جواب پس بدهند لذا از لحظه استارت کار به فکر نتيجه مطلوب آن هستند. به اينها آموزش بدهيد و متخصصان فرداي سازمان خود را از بين آنها انتخاب کنيد.
جواهرات بدلي
اغلب افرادي هستند که فقط براي شما ظاهر سازي ميکنند و سعي مينمايند به شما نشان بدهند که مثلا همين چند لحظه پيش فلان گره را براي شما باز نموده اند. اينها خطر ناک هستند. سريعا از شر آنها خلاص شويد براي شناسايي اينگونه افراد عملکرد آنها را اندازه بگيريد مطمئن باشيد حتي در خيلي از مواقع به شما ضرر هم رسانده اند اينگونه افراد تمايل بسيار زيادي به گرفتن پست دارند و اکثرا هم موفق ميشوند رده هاي بالا را کسب کنند لذا براي ديدن آنها رده هاي بالاتر را جستجو کنيد.
پيشتازان
موجوداتي خارق العاده هستند اينها مانند اورانيوم غني شده ميباشند . انرژي فوق العاده بالايي دارند که اگر آنرا آزاد کنند واقعا سازمان شما را متحول ميکنند براي استفاده از اينها سعي کنيد به آنها پست و مقام بدهيد ولي متاسفانه تعداد آنها در يک سازمان از تعداد انگشتان دست تجاوز نميکند.
ستاره ها
درخشانند و به آرامي و در سکوت کامل کار ميکنند آنها بي دردسر هستند و با تخصص هاي بالا و اکثرا در مشاغل کارشناسي و تخصصي مشغول به کارند اينها نياز به محبت دارند. به آنها پول و امکانات بدهيد.
ماهواره ها
فقط شايعه پراکني ميکنند اينها زياد در محيط کار بي هدف راه ميروند و سفره دل خود را براي همه باز ميکنند و خدا نکند بخواهند شايعه اي را در سازمان پخش کنند چون به 10 دقيقه نميکشد که همه از جريان با خبر ميشوند.اينها را در جايي از سازمان خود قرار دهيد که زياد با افراد ديگر در تماس نباشند.و کار هايي به آنها بدهيد که ساده اما دشوار باشد مانند نگهباني در قسمتهاي دور افتاده در سازمان.
مهره هاي سوخته
افرادي هستند که قبلا داراي پست و مقام بوده اند و اکنون منزوي شده اند اينها در اولين فرصتي که گير بياورند مدعي تاج و تخت خود خواهند شد.سعي کنيد اينگونه افراد را از محيط قبلي خود خارج نموده و در يک قسمت جديد آنها را مشغول بکار سازيد.زيرا ممکن است مشکلاتي را در کارها بوجود آورند که نشان دهند در زمان حکومت آنها کارها بهتر انجام ميشده است و با کنار گذاشتنشان مشکلات بروز نموده است.
رعيتها
اين نفرات هرچه بگوئيد گوش ميکنند .آنها مانند زنبورهاي کارگر ميباشند که فقط به کار کردن فکر ميکنند.آنها کساني هستند که امنيت شغلي در سازمان ندارند و نگران از دست دادن کار خود هستندو اکثرا داراي سن بالا و سواد پايين هستند.آنها را به حال خود بگذاريد و راهنمايي نماييد.اينگونه نفرات اغلب وارد گرو ههاي غير رسمي در سازمان ميشوند.
مين ها
آنها کساني هستند که خودشان را به زير پاي شما مياندازند و فدا ميکنند تا شما را نابود کنند. کساني هستند که احساس ميکنند حقشان را شما خورده ايد!اينگونه نفرات در جلوي شما تملق زياد مي کنند ولي در پشت سر به اصطلاح زيرابتان را ميزنندو اکثرا در سازمان داراي سابقه بالايي هستند و در آستانه بازنشستگي قرار دارند. از سياست چماق و هويج براي اينگونه نفرات استفاده کنيد.

مقايسه دو روش در حل مسئله

هنگامي كه ناسا برنامه فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز كرد،با مشكل كوچكي روبرو شد. آنها دريافتند كه خودكارهاي موجود،در فضاي بدون جاذبه كار نمي كنند(جوهر خودكار به سمت پائين جريان نمي يابد و روي سطح كاغذ نمي ريزد).

براي حل اين مشكل آمريكائيها شركت مشاورين آندرسون را انتخاب كردند.تحقيقات بيش از يك دهه طول كشيد.دوازده ميليون دلار صرف شد و در نهايت آنها خود كاري را طراحي كردند كه در محيط بدون جاذبه مي نوشت،زير آب كار مي كرد،روي هر سطحي حتي كريستال مي نوشت.و در دماي زير صفر تا سيصد درجه سانتيگراد كار مي كرد

اما روس ها راه حل ساده تري داشتند:

آنها از مداد استفاده كردند!

نتيجه:

اين تجربه مصداقي براي مقايسه دو روش در حل مسئله است:تمركز روي مشكل يا تمركز روي راه حل

با چشمانتان لبخند بزنيد!

لبخند زدن ، خود ما و ديگران را دلگرم مي کند. با فراگيري نشاندن يک لبخند دوستانه و گرم که باعث احساس بهتر در وجود ما مي شود و کساني را که ما را مي بينند شاد مي کند ، قادر خواهيم بود بر شادماني جهان بيفزائيم. جايگزيني يک ظاهر تلخ با لبخند به نفع همه است. پس اين تکنيک را بکار ببنديد و بطور طبيعي لبخند بزنيد.

اما چگونه بايد اين کار را انجام دهيد:

- لبخند با چشم آغاز مي شود. به بارقه و احساس خوشي در چشمانتان توجه کنيد.

- توجه داشته باشيد که چگونه با آمدن لبخند به چشمانتان ، آنها بطور طبيعي حرکت مي کنند.

- به لبخند با دهانتان اکتفا نکنيد چرا که تنها نوعي تظاهر است.

- هنگامي که با چشمانتان لبخند مي زنيد ، اين حالت گسترش مي يابد و طبيعتا يک لبخند واقعي بر دهانتان نقش مي بندد.

- پرتو لبخند را باچشمانتان ساتع کنيد و بقيه صورت را بدون حرکت نگه داريد تا آنگاه که يک لبخند گرم و دوستانه بر آن بنشيند.

- اين روش را بياموزيد و تمرين کنيد تا دريابيد که چگونه شما را در نظر ديگران محبوب تر مي سازد.

- زيبائي را جذب کنيد! و با چشمانتان لبخند بزنيد!


لبخند زدن ، خود ما و ديگران را دلگرم مي کند. با فراگيري نشاندن يک لبخند دوستانه و گرم که باعث احساس بهتر در وجود ما مي شود و کساني را که ما را مي بينند شاد مي کند ، قادر خواهيم بود بر شادماني جهان بيفزائيم. جايگزيني يک ظاهر تلخ با لبخند به نفع همه است. پس اين تکنيک را بکار ببنديد و بطور طبيعي لبخند بزنيد.


نمايش شگفت انگيز زندگي!

گاهي اوقات (کي گفت هميشه؟) زندگي مانند يک نمايش شگفت انگيز و پر احساس يا يک کمدي است. اما آيا هرگز تصور کرده ايد چه چيز آن شبيه به بازي کردن در يک نمايش جالب يا کمدي است؟ بازيگران براي اينکه خنده دار بنظر آيند خود را در موقعيت ها و حالت هاي اسف باري قرار مي دهند. آنها مجبورند اين کار را بارها و بارها تکرار کنند تا زماني که آن را درست ايفا نمايند. آنها خسته ، بد اخلاق و از کار زده مي شوند. اما بعدا مي توانند در ميان تماشاچيان بنشينند و نمايش را تماشا کنند و بخندند.

شايد اين کار در زمان انجام ، خسته کننده و دشوار باشد اما کاري است که در گذشته انجام شده و اکنون آنها جزء بينندگان تلقي مي شوند و مي توانند بخندند.

حال ممکن است ما آنقدر در زندگي در گير شده باشيم که فراموش کنيم بعنوان تماشاچي صندلي را بگيريم و سوي ديگر ماجرا يعني قسمت طنز آميز آن را ببينيم. شايد شما الآن نخنديد اما ارزشش را دارد که به عقب برگرديد ، بازي خود و ديگران را در اين نمايش خنده دار تماشا کنيد.

بياد داشته باشيد اين نمايش کمدي ، بسيار جدي است!

منبع : گروه و اما عشق